تبليغاتX
گلدكوئست

گلدكوئست

گلدکوئست

کیت شروع کوئست نت از هم اکنون در دسترش شماست

کمپانی کوئست نت مفتخر است که کیت شروع کوئست نت را که یک ابزار مفید برای آشنایی افراد جدید الورود با دنیای بازاریابی شبکه ای می باشد، به شما معرفی و ارائه نماید.

کیت شروع، محتوی تمام مواردی می باشد که یک فرد تازه وارد از وقتی که ارائه کننده مستقل(IR) می شود، نیاز دارد که بداند و اینکه از این طریث چه فرصتهایی در اختیار او قرار گرفته است. مشحصات و اطلاعات کاملی در مورد کمپانی، فهرست شرکای استراتژیک، محصولات و کاتالوگ آنها، قوانین و مقررات کمپانی، طرح درآمد زایی، فرمها و خطوط راهنما و سایر اطلاعات مفید دیگر در کیت شروع قرار داده شده است.

با هدف هدایت ارائه کنندگان مستقل (IR) در راستای یک بیزینس موفق در کوئست نت، کیت شروع شامل یک سری دستورالعمل و یک عدد CD (تشریح طرح درآمد زایی کمپانی بصورت دقیق) می باشد تا از اینکه کلیه اطلاعات ممکنه در دسترس ارائه کنندگان مستقل (IR) قرار داده خواهد شد، اطمینان خاصل شود.

شما با این کیت می توانید رویاهایتان را محقق نمایید، نقشی در این روند رو به رشد ایقا نمایید و به خانواده کوئست نت ملحق شوید.

کیت شروع از هم اکنون برای ارائه کنندگان مستقل (IR) جدید و ارائه کنندگان مستقلی (IR) که مجددا ثبت نام می کنند در فروشگاه اینترنتی کوئست نت موجود است. در اینجا شما می توانید این ابزار قدرتمند بیزینس را در سال اول ثبت نام به مبلغ 50$ خریداری نمایید.

برای ارائه کنندگان مستقل (IR) قدیمی، کیت شروع در آینده نزدیک در فروشگاه اینترنتی کوئست نت در دسترس خواهد بود


+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 20:5  توسط داش ابی  | 

اوضاع ابی

سلام سفت و سخت چسبیدم به درس نمیتونم نمیتونم زیاد کانکت شم ولی شنیدم که اوضا داره واسه اون دسته از کسانی که میخوان کار مثلا قانونی شه داره همه چی ردیف میشه ایران ۲۵٪ مالیاته پورسانتارو میخواد ولی شرکت رو ۱۲.۵ ٪ حرف میزنه جوزف بیسمارک تا ردیفشنکنه بیخیال نمیشه تازه شورای نگهبان اعلام کرده که هیچ چیزی مبنی بر حکم قانونی واسه برخورد با فعالان این شرکت وجود نداره روزنامه و تلویزیونم شرو ور میگن به امید خدا این یه مقدار نا ملایمت های هم که هست از بین میره ebigqi

GQI

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 20:5  توسط داش ابی  | 

خبرجدید

 

10/11/2005 9:03:58 PM

اعتراض به قانون ممنوعيت نتورک مارکتينگ در ايران

مسئولين جمهوری اسلامی

همانطور كه در خبرها آمده روز يكشنبه 17/7/1384 كليات طرح يك فوريتي منع فعاليت شركت هاي بازاريابي شبكه اي با ساختار هرمي به تصويب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي رسيد.

اكنون چند سال است كه مسئله شركت هايي كه به روش بازاريابي شبكه اي يا Network Marketing فعاليت مي كنند، به بحث روز محافل مردمي و مطبوعات و ارگانهاي دولتي ايران تبديل شده است.

البته بحث شركت هايي كه با استفاده از دسيسه هاي هرمي به بازي با پول پرداخته و سرمايه مردم را به يغما برده اند مثل شركت پنتاگونا جداست و ما اقدام دولت ايران در برخورد با اين گونه شركت ها را تحسين مي كنيم.

و اما شركت كوئست اينترنشنال (Quest International) يا همان شركت گلدكوئست (GoldQuest) چند سالي است كه در ايران به فروش محصولات خود به روش نتورك ماركتينگ پرداخته و توانسته مشتريان زيادي را در ايران جلب كند.

از يك سال پيش با هشدار قوه قضائيه مبني بر كلاهبردار! بودن اين شركت و پس از آن توافق بين گلدكوئست و قوه قضائيه جمهوري اسلامي ايران مقرر شد كمپاني گلدكوئست خسارت وارده به مالباختگان را بپردازد و دفتر نمايندگي اين كمپاني در تهران راه اندازي شود.

اما از چند ماه پيش با تصويب فوريت و اخيرا با تصويب كليات طرح منع فعاليت كمپاني گلدكوئست و كمپانيهاي مشابه، دولت ايران و مجلس شوراي اسلامي به جاي برخورد منطقي با نتورك ماركتينگ صورت مسئله را كاملا پاك كرد! به گونه اي كه ديگر حتي جايي براي مذاكره و بحث و بررسي كارشناسانه در اين مقوله نگذاشته است.

ما به عنوان جمعي از اعضاي شبكه بازاريابي گلكوئست نيك مي دانيم كه اين كمپاني مصرانه خواهان عقد قرارداد با ايران است و حاضر است قوانين منطقي در زمينه نتورك ماركتينگ را در ايران بپذيرد اما اقدام اخير مجلس شوراي اسلامي ديگر تمام درها را در اين زمينه بسته است.

لازم به ذكر است كه كمپاني گلدكوئست در طي يك سال گذشته بارها از طريق تاسيس دفتر نمايندگي در ايران، رسيدگي به شكايت شاكيان، پرداخت خسارت به مالباختگان در چند نوبت و همچنين ارسال چندين هزار قطعه سكه، ساعت و گردبند طلا و نقره از محصولات فروخته شده به مشتريان ايراني اش، حسن نيت خود را به مقامات ايراني ثابت نموده است. (البته خيل عظيمي از اين محصولات در انبارهاي گمرك ايران مانده و در كمال ناباوري هنوز ترخيص نشده و به دست صاحبانشان نرسيده است!!!)

در طول يك سال گذشته دولت جمهوري اسلامي ايران حتي براي مدت كوتاهي هم از تبليغات منفي و جهت گيري غير اصولي و كلاهبردار جلوه دادن شركت گلدكوئست دست بر نداشته است آنوقت چطور انتظار دارد كه كمپاني گلدكوئست همچنان به تعهدات خود در توافقنامه پايبند باشد؟؟!!

اكنون كه كمپاني گلدكوئست حاضر به پذيرش هرگونه قوانين منطقي نتورك ماركتينگ در ايران است، از دولت و مجلس شوراي اسلامي كه خانه ملت ايران محسوب مي شود مصرانه خواستاريم در طرح تصويب شده اخير خود تجديد نظر نموده و به جاي ممنوع كردن فعاليت گلدكوئست در ايران، با تصويب طرحي با نام طرح قانونمندي بازاريابي شبكه اي هم راه رسيدن خيل عظيمي از مشتريان اين شركت را به محصولات و كميسيونهايشان فراهم نمايد و هم فرصت شغلي را كه اين شركت براي ما كه اعضاي شبكه بازاريابي آن محسوب مي شويم ايجاد كرده است، پابرجا باقي گذارند.

لازم به توضيح است تا بحال چندين بار ما مراتب اعتراض خود را نسبت به اين گونه برخورد با تجارت هاي نوين الكترونيك، با ارگانهاي مختلف و مخصوصا مطبوعات، قوه قضائيه و صدا و سيما در ميان گذاشته‌ايم اما تا بحال نه تنها جواب نگرفته‌ايم بلكه شاهد برخورد غيرمنطقي تر در اين زمينه شده‌ايم.

اميد است شما صداي اعتراض ما را به گوش مسئولين كه وظيفه اصلي شان پاسخگويي به مردم! است، برسانيد.

و من الله توفيق

اعضاي شركت گلدكوئست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 19:55  توسط داش ابی  | 

سلام بروبچ gqi

سلام

 ابی داره درس میخونه واسه کنکور واسش دعا کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 22:48  توسط داش ابی  | 

پخش محصولات

سلام دوستان

ببخشيد يه چند وقتي نبودم

امروز با دفتر نمايندگي تماس گرفتم گفتن كه ۱۵۰۰ تا از محصولاتو به شاكيان تحويل دادند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1384ساعت 18:50  توسط داش ابی  | 

e.card

امروز به با لاسریم زنگ زدم

گفت که رفته بود دفتر نمایندگی برای ایکارد ریالی اونهاهم{خانم صبوری و آقای کمالی کارمندان دفتر نمایندگی}گفتن که ایکارد ها توم شده اینقدر مشتری زیاد بوده این مسئله خیلی خوشحال کننده ست

گفته بودن بخاطر حجم زیاد در خواست واسه ایکارد باید اول تقاضا بدید بعدآ ایکاردها بدستتون میرسه.

منم به نوبه ی خودم این قضییه خوشایندو به همه ی گلد کوئستیها تبریک میگم.

امیدوارم تو روزهای اینده خبرهای بهتری رو براتون داشته باشم.

مخلص همه ی گلد کوئستیهای با معرفت

EBIGQI


+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1383ساعت 22:5  توسط داش ابی  | 

معذرت

ببخشید یه چند روزی نبودم

از این به بعد سعی میکنم بیشتر بیام

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1383ساعت 20:11  توسط داش ابی  | 

توزيع ايكارد ريالي

امروز با دفتر نمايندگي تماس گرفتم گفتن كه قراره از شنبه ايكاردها آماده بشه البته با مجوز بانك مركزي

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1383ساعت 17:23  توسط داش ابی  | 

انواع الگوهای بازاریابی های شبکه ای در دنیا

انواع الگوهای بازاریابی های شبکه ای در دنیا

به نظر می رسد یکی از شاخص های مهم بحث و بررسی درباره هر پدیده ای شناخت علمی آن است. بازاریابی شبکه ای به هر دلیلی که بوده برای بسیاری از مردم و حتی کارشناسان اقتصادی ناشناخته است. استخراج معانی و مفاهیم مرتبط با این نوع تجارت می تواند کارشناسان و صاحب نظران را در تشخیص سره از ناسره یاری کند. در این نوشتار سعی شده است به این مهم اشاره گردد. یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که بازاریابی شبکه ای (Network Marketing) در برخی مواقع بازاریابی چند لایه ای خوانده می شود یعنی Multi Level Marketing که به اختصار به آن MLM می گویند.

در بازاریابی شبکه ای دو عنصر اساسی وجود دارد نخست Plan یا برنامه و دوم Product یا کالا.

به استناد یکی از مقالات معتبر و تحقیق یکی از دانشجویان دانشگاه شریف، compensation Planهای بازاریابی شبکه ای بر اساس ساختار پاداش دهی، به 4 گروه اصلی Breakaway, Matrix, Unilevel و Binary تقسیم می شوند. معمولا برنامه کار شرکت ها بر مبنای یکی از این روشها و یا ترکیبی از آنها است.

- Breakaway

در این روش، هر فرد در صورت اتفاق افتادن قوانین خاص تعریف شده، از فرد بالاسری خود جدا می شود. در این صورت فرد جدا شده و گروه پایین دستی او دیگر به عنوان افراد مجموعه فرد بالا دستی محسوب نمی گردند. رسیدن هر فرد به مرحله ای که از فرد بالادستی خود جدا شود مشمول قوانین خاصی مثلا تعداد افراد زیرمجموعه اوست و برای فرد جداشده مزایای مختلفی از جمله دریافت پورسانت های خاص یا تخفیفات ویژه را در بر دارد، بنابراین هر فرد در این مجموعه تلاش می کند با به موقعیت Breakaway یعنی جدا شدن از فرد بالادستی برسد. در عین حال در هنگام جدا شدن فرد و گروه او از بالادستی، فرد بالادستی به ازای فردی که درست در Level بعد از او قرار دارد درصدی (مثلا 7%)، به ازای افراد مرحله بعد از او درصد دیگری (مثلا 5%) و به همین ترتیب به ازای سایر افراد نیز پورسانت دریافت می کند. مقدار این پورسانت ها و تعداد Levelهایی که فرد بالادستی به ازای آنها پورسانت دریافت می کند بسته به شرکت های مختلف، متفاوت است. در این روش فرد، قبل از رسیدن به مرحله Breakaway نیز بسته به نوع Plan، با قرار گرفتن در مراحل بالاتر می تواند شامل تخفیف ها یا پورسانت های ویژه شود، ولی سود زیاد با رسیدن به مرحله Breakaway و از آنجا به بعد حاصل می گردد. این روش قبل از بوجود آمدن کامپیوتر نیز کاربرد داشت به این ترتیب که شرکت مادر به جای ارتباط با هزاران نماینده فروش، با تعداد محدودی از افراد که در مرحله Breakaway قرار داشتند، ارتباط برقرار می کرد و آنها نیز به نوبه خود مسوول مجموعه خود بودند.

- Matrix

ساختار ماتریسی با رشد کامپیوتر امکان پذیر شد. در این روش تعداد افرادی که هر فرد می تواند در مرحله بلافاصله بعد از خود جذب کند، محدود است و همچنین تعداد مراحلی که فرد به ازای افراد پایین دستی خود پورسانت می گیرد نیز محدود است. به طور مثال، در یک ماتریس 7*5 هر فرد حداکثر می تواند 5 نفر را در مرحله بلافاصله بعد از خود عضو کند و در صورت معرفی افراد بیشتر باید آنها را در مرحله بعدی افراد مرحله اول عضو نماید. از طرف دیگر مجموعه فرد حداکثر امکان رشدی برابر با 7 مرحله دارد و به ازای افراد از مرحله 8 به بعد پورسانتی دریافت نمی کند. در واقع در مثال یاد شده، فرد مورد نظر، پتانسیل درآمدی برابر با حاصل ضرب تعداد اعضا 7 مرحله در مقدار پورسانت دارد یعنی:

پتانسیل درآمدی = مقدار پورسانت *(5+2^5+3^5+...+7^5)

البته در واقعیت، مقدار فوق اتفاق نمی افتد و معمولا حتی در موارد موفق، تعداد افراد زیر مجموعه از 2-3 درصد پتانسیل رشد، تجاوز نمی کند. در حال حاضر ماتریسهای مختلفی از قبیل 7*5، 9*3، 12*2، 3*3 و ماتریسهای دیگر در compensation Plan شرکت های مختلف به چشم می خورد که نحوه و مقدار محاسبه و پرداخت پورسانت نیز در مورد آنها متفاوت است.

- Unilevel

این ساختار، مشابه ساختار ماتریسی است با این تفاوت که فرد در مرحله اول خود می تواند هر تعداد افراد را عضو نماید، ولی همانند ساختار ماتریسی تعداد مراحلی که فرد به ازای آنها پورسانت دریافت می کند، محدود است. در تئوری، فرد می تواند تعداد نامحدودی از افراد را در زیر مجموعه خود عضو کند. در عین حال تعدادی از شرکت ها، پورسانت اضافه ای تحت عنوان جایزه نامحدود (Infinity Bonus) در نظر می گیرند که به شکل تئوری فرد می تواند تا مرحله بینهایت پورسانت بگیرد، منتهی شرکت با قوانین دیگری از جمله تعداد افراد فعال زیر مجموعه فرد، مجددا گرفتن پورسانت را محدود می کند.

- Binary

شکل جدیدی compensation Plan است که در سالهای اخیر رواج پیدا کرده و در واقع مشابه یک ماتریس بینهایت *2 است. این بدین مفهوم است که هر فرد می تواند حداکثر دو نفر را در مرحله مستقیم بلافاصله بعد از خود عضو کند و این عضوگیری می تواند تا بینهایت مرحله ادامه پیدا کند. با محاسبات اولیه به نظر می رسد که اگر هر فرد تنها موفق به جذب دو نفر در زیر مجموعه خود شود و هر یک از افراد مرحله بعد نیز به نوبه خود تنها دو نفر را در زیر مجموعه خود عضو کند در این این Plan شرط محدودیت سطرها (Levelها) حذف شده و در عوض شرط تعادل اضافه می شود، اما جذاب ترین و بزرگترین تفاوت این Plan با Matrix در نداشتن محدودیت درآمد است حتی برخی معتقدند چون شرایط اشباع پیش نمی آیاد درآمد می تواند مادام العمر باشد. روش با توجه به قدرت Binary پتانسیل کسب درآمد بینهایت برای هر فرد را دارد. چند موضوع، باعث عدم تحقق این موضوع در واقعیت می شود که در واقع مدل کسب درآمدی شرکت های Binary نیز بر همین مبناست.

از آنجا که بیشتر شرکت هایی که تحت عنوان Network Marketing وارد ایران شده اند دارای Binary Plan هستند، به توضیح بیشتری در مورد مدل کسب درآمدی در این ساختار می پردازیم.

1- قانون عدم تعادل:

- گرفتن پورسانت در ساختار باینری، علاوه بر تعداد اعضای زیرمجموعه فرد، به تعادل قرار گرفتن آنان نیز بستگی دارد، یعنی برای گرفتن هر پورسانت فرد باید تعداد افراد معینی (مثلا 3 نفر) در سمت چپ زیر مجموعه خود و به همین تعداد افراد در سمت راست زیرمجموعه خود داشته باشد. گرچه در ساختار باینری، فرض جذب دو نفر جدید توسط هر فرد، فرض واقع بینانه ای به نظر می رسد، اما اتفاقی که در عمل می افتد خلاف این موضوع را ثابت می کند. برخی از افراد با روابط عمومی و تاثیرگذاری قوی می توانند بیشتر از دو نفر را در مجموعه خود عضو کنند. (افراد بیش از دو نفر در مرحله بعدی و در زیرمجموعه افراد مرحله اول قرار می گیرند.) و تعداد زیادی از افراد نیز از جذب دو نفر در زیرمجموعه خود، کُند هستند. بنابراین در عمل به جای یک مجموعه کامل متقارن در دو طرف فرد، عدم تقارن اتفاق می افتد. از طرف دیگر سرعت رشد زیرمجموعه هر فرد در دو جهت چپ و راست بسته به توانایی اعضای زیر مجموعه در آن جهت متفاوت است. اتفاقی که در عمل می افتد این است که افراد دارای تعداد افراد زیر مجموعه متفاوتی در دو سمت خود هستند و پورسانت خود را بر حسب تعداد مشترک دریافت می کنند.

همانطور که مشاهده می شود یکی از منابع مهم کسب درآمد شرکت ها با ساختار باینری عدم تعادلی است که در واقعیت اتفاق می افتد. اما اینجا خلاقیت افراد به کار می آید و کسانی که از هوشمندی برخوردارند با ایجاد روابط هدفمند و توزیع متقارن شاخه ها و همچنین همراهی با زیرشاخه ها شبکه را در مسیر تعادل شاخه های خود توسعه می دهد و چنین افرادی هستند که می توانند سود سرشاری را به دست آورند. البته نمی توان از مقوله رقابت زیرشاخه ها نیز غفلت کرد.

2- قانون سقف درآمد:

با توجه به مورد قبل، می توان مشاهده نمود که با رشد زیر مجموعه یک فرد تا یک حد بالا، می توان تقریبا مطمئن بود که این مجموعه به طور تصاعدی به رشد خود ادامه می دهد و شرکت متعهد است که به ازای افراد جدید جذب شده، تا ابد همواره در بازه های زمانی مشخص، پورسانتی را به طور تصاعدی به فرد پرداخت نماید. در مورد افراد موفق با زیرمجموعه های بزرگ و رشد یابنده، اعداد پورسانت در هر بازه زمانی می توانند اعداد بسیار بزرگی باشند، لذا در ساختار باینری، سقف درآمدی برای فرد در هر بازه زمانی قائل می شوند که حداکثر مقدار پرداختی به فرد محسوب می شود. این قانون بسته به Plan، قانون Max Out و یا Flush Out نامیده می شود و به این معنی است که افراد اضافی در زیرمجموعه فرد در هر بازه زمانی معمولا روزانه یا هفتگی، نه تنها در محاسبه پورسانت آن بازه زمانی، مورد محاسبه قرار نمی گیرند، بلکه در محاسبه پورسانت بازه های زمانی بعدی نیز، مورد محاسبه قرار نمی گیرند و در واقع پرداخت شده تلقی می شوند. البته معمولا قانون سقف درآمد، در مورد افراد با زیرمجموعه های بسیار بزرگ اتفاق می افتد ولی به هر حال یکی از بخشهای جدا نشدنی ساختار باینری و ساختارهای نامحدود دیگر است.

3- اشباع:

یک مساله مورد بحث در ساختارهای با رشد سریع از جمله ساختار باینری، اشباع است. اشباع به معنی واقعی هیچگاه اتفاق نمی افتد اما زمانی می رسد که بیشتر اغلب دوستان، آشنایان و همکاران فرد یا در شبکه مزبور عضو شده و یا مخالف عضویت در شبکه هستند. در این حالت جذب یک فرد جدید در زیرمجموعه فرد، مستلزم تلاش زیادتر و در واقع هزینه فرصت بیشتر است و لذا در این حالت، تعداد زیادی از افراد دست از تلاش می کشند. خود این امر باعث افزایش عدم تعادل در سیستم می شود، زیرا بسیاری از افراد که در حالت عادی به تلاش برای متعادل کردن مجموعه نامتعادل خود ادامه می دهند، در این حالت دست از تلاش کشیده و مجموعه خود را رها می کنند. شرکت نیز صرفا پورسانت قسمت متعادل سیستم را به افراد می پردازد و در عین حال از طریق فعالیت افراد باقی مانده به فروش محصولات خود ادامه می دهد. با توجه به اینکه به دلیل اینکه در یک Plan با طراحی هدفمند همیشه شاخص رشد Plan از شاخص رشد جمعیت کمتر است. اشباع به معنی واقعی هیچگاه اتفاق نمی افتد اما از عوامل تشدید عدم تعادل در سیستم است.

علی رغم وجود موارد بیان شده، ساختار باینری به دلیل امکان درآمدزایی همیشگی از جذابیت خاصی در میان انواع ساختارهای بازاریابی شبکه ای برخوردار است. در عین حال، افراد در این ساختار تلاش می کنند تا با گسترش زیرمجموعه خود به مناطق جغرافیایی جدید، در شهرها و کشورهای دیگر، امکان رشد طولانی مدت شبکه خود را فراهم آورند. همچنین افراد در زیرمجموعه خود، اقدام به خرید مجدد محصول می نمایند تا بتوانند از چند نقطه در شبکه، پورسانت دریافت کنند و در این زمینه تکنیک های بسیاری وجود دارد که به تعادل زیرشاخه های در کنار یک فرد کمک می کند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1383ساعت 17:3  توسط داش ابی  | 

چرا گلد كوئست مفيد است

فرض کنيم مجموعه‌اي از يک نفر شروع مي‌شود و نهايتاً ۱۲۷ نفر عضو پيدا مي‌کند. در اين مجموعه، با يک حساب بسيار ساده‌ي پيش دبيرستاني مي‌توان فهميد :
تقريبا ۷۵/۰درصدشان، که چند ماه است وارد اين کار شده؛ ۵۲۵۰ دلار پورسانت گرفته؛ ۵/۱ درصد فقط ۲۵۰۰ دلار، ۳ درصد هم ۱۲۵۰ دلار، ۶ درصد تنها ۵۰۰ دلار، ۱۲ درصد فقط ۲۵۰ دلار و ۷۵درصد که به تازگي وارد اين کار شده‌اند، هنوز پورسانتي دريافت نکرده‌اند. البته شايسته نيست کساني که هنوز پورسانت نگرفته‌اند را متضرر بناميم؛ چون اولاً ايشان، تازه وارد اين تجارت شده‌اند و دوم اين‌که حتي اگر برفرض محال! هيچ‌وقت هم پورسانتي دريافت نکنند باز هم ضرر نکرده‌اند. چون مبلغي را هزينه ننموده‌اند و جلوتر توضيح خواهم داد که چرا؟! اما حالا که بحث رياضيات و محاسبات محض شد؛ اجازه بدهيد مثالي بزنم  :
فرض کنيم متحرکي از نقطه‌ي A به مقصد B در حرکت است. اين متحرکت هرگز به B نمي‌رسد مگر آن‌که از M  كه وسط دو نقطه‌ي A و B قرار دارد بگذرد. و هرگز به M نمي‌رسد مگر آن‌که از نقطه‌ي N که وسط فاصله‌ي A و M قرار دارد؛ بگذرد و از آن نقطه هرگز نمي‌گذرد؛ مگر آن‌که از نقطه‌اي در ميان فاصله‌ي A و N بگذرد و از آن‌جايي که طبق محاسبات رياضي، يک عدد مخالف صفر را تا بي‌نهايت بار مي‌توان تقسيم بر ۲ نمود و خارج قسمتش هرگز برابر صفر نمي‌شود(مگر در بي‌نهايت) لذا متحرک مورد نظر که در مسير مستقيم به سمت B حرکت کرده؛ هرگز به B نمي‌رسد .

           A .                           M .                         . B

اما در عمل چطور؟ ... بله مي‌رسد چرا؟  اشکال کار از علم رياضي نيست. بل‌که اشکال زماني است که ما صحبت از متحرک مي‌کنيم! پس بايد توجه داشته باشيم که با مفاهيم ديگري به جز فاصله و نقطه نيز سر و کار داريم. به عنوان مثال، سرعت متحرک که خارج قسمت مسافت بر زمان است را در نظر مي‌گيريم؛ پس اگر بخواهيم مسافت را بي‌نهايت بار تقسيم بر ۲ کنيم، و بخواهيم نتيجه بگيريم که متحرک، «هرگز» حرکت نمي‌کند؛ حق نداريم که زمان را ثابت نگه داريم و از عبارت هرگز استفاده نماييم. بل‌که زمان را نيز بايد بي‌نهايت بار، بر ۲ بخش نمود و نتيجه گرفت که متحرک اگر حرکت کند فقط در زمان صفر، هيچ مسافتي را طي نکرده است و در زمان‌هاي بزرگ‌تر از صفر مسافت طي مي‌کند و نهايتاً به مقصد مي‌رسد .
اما با اين مثال مي‌خواستم عرض کنم که هميشه مي‌توان با محاسبات به ظاهر منطقي! نتايج غيرمنطقي گرفت. اگر قرار است که محاسبه‌ي منطقي انجام دهيم پس بايد همانند مثال فوق، تمامي پارامترها را در نظر بگيريم وگرنه نتيجه‌ي ما «غيرقابل‌قبول» است. حالا فرض مي‌کنيم که مجموعه‌ي مورد نظر ما با وجود ۱۲۷ نفر عضو فعال، از طريق محاسباتي حدود ۹۶ نفر يا به عبارتي ۷۵٪ عضو دارد که چون تازه وارد مجموعه شده‌اند؛ هنوز هيچ پورسانتي دريافت نکرده‌اند و ما بدبينانه‌تر فرض مي‌کنيم که اصلا هر ۱۲۷ نفرشان پورسانتي دريافت نمي‌کنند. پس ايشان از نظر مالي ضرر کرده‌اند به شرطي که حداقل يکي از موارد زير در موردشان درست باشد :


۱- پولي پرداخت کرده‌اند که خورده شده است: خير، تاکنون سابقه نداشته که کسي پولي را به شرکت گلدکوئست پرداخت نمايد و خورده شده باشد و قطعاً اگر اين اتفاق در آينده بيفتد باز هم اکنون قابل بحث نيست؛ چون ما حق نداريم کسي را قصاص قبل از جنايت کنيم. هر چند که بيمه‌ي شرکت و تضمين‌ها و اعتبارات بالاي شرکت در سطح جهان، احتمال اين کار را به حد صفر رسانده است .  


۲- جنسي خريده‌اند و معلوم شده که آن جنس، تقلبي است: اين موضوع هم صحت ندارد و اتفاق نيفتاده. به علاوه ضراب‌خانه‌هايي که طرف قرار داد شرکت هستند؛ هرگز چندين دهه(درمورد مايرمينت که بيش از صد و سی سال) سوابق کاري و اعتباري خودشان را فداي اين کار نمي‌کنند و اصلا معقول هم نيست. البته ممکن است که شخص کلاه‌برداري از کم‌سوادي ديگران، سوءاستفاده نمايد و پول ايشان را بگيرد ولي ثبت‌نامشان نکند يا ثبت نام کند و نشاني خودش را وارد سايت نمايد يا به اسم گلدکوئست طلاهاي تقلبي بفروشد. اما راه مقابله با افراد متقلب هم وجود دارد و به سادگي مي‌توانيم از سوءاستفاده‌ي ديگران جلوگيري نماييم. و سوءاستفاده‌ي يک عده‌ي معدود، ربطي به خود گلدکوئست ندارد. هرچند که گلدکوئست راه‌هاي سوءاستفاده را با حذف واسطه‌ها و ديگر تدابيرش (تاجايي که امکان دارد) بسته است .


۳- جنسي را با قيمتي بالا خريده‌اند درحالي که همان جنس را مي‌توانستند ارزان‌تر تهيه کنند: خير اين موضوع هم صحت ندارد. چرا که خريد مستقيم و بدون حضور معرف، مستلزم پرداخت هزينه‌ي بيش‌تر است .


۴- جنسي را خريده‌اند که به کارشان نمي‌آيد و مشتري اول و آخر آن جنس، خودشان هستند يا بايد آن را نزد خودشان بلااستفاده نگه دارند يا با ضرر بفروشند: خير، البته ممکن است که من کلکسيونر نباشم و هيچ‌گونه علاقه‌اي هم به نگه‌داري سکه‌هاي طلا نداشته باشم؛ اما مي‌توانم سکه‌ي خودم را بفروشم. پس اگر قصدم اين است که ضرر نکنم؛ بايد سکه را به مشتري واقعي‌اش به فروش برسانم. خوش‌بختانه خريداران واقعي سکه‌هاي کلکسيوني در سطح جهان کم نيستند و متاسفانه کساني که بدون مطالعه، اقدام به فروش سکه‌هايشان(آن‌هم با قيمت پايين) به صرافي‌هاي ميدان فردوسي يا طلافروشي‌ها مي‌نمايند؛ اشتباه مي‌کنند و مقصر خودشانند .


۵- با پولي که براي اين کار، هزينه کرده‌اند مي‌توانستند شغل پردرآمدتري داشته باشند: اين هم اشتباه است. اولاً حيف است که از عبارت «هزينه» استفاده کنم؛ به‌تر است بگويم «سرمايه‌گذاري» اما با اين فرض که شخصي، پس از ورود، حتي يک سنت هم دريافت نکند باز هم سود اين کار از خيلي کارهايي که مي‌توانست انجام دهد بيش‌تر است. مثلا سکه‌اي با مبلغ ۵۷۰ دلار يا ۵۰۰ هزارتومان خريده‌ايد. اگر ۵۰۰ هزارتومانتان را در کاري سرمايه‌گذاري مي‌کرديد که ماهيانه، ۱۰٪ سود هم عايد شود (که چنين کاري به ندرت پيدا مي‌شود!) پس از ۳سال، يک ميليون و هشت‌صد هزار تومان سود مي‌کنيد. البته کاري با تورم سه سال آينده و کم شدن قدرت خريد پولتان در سه سال آينده ندارم! در حالي که يک سکه‌ي کلکسيوني گلدگوئست، با گذشت سه سال، معمولاً ارزشي به مراتب بيش‌تر پيدا مي‌کند(آن هم به دلار!) و همه‌ي اين فرض‌ها بر اين است که اشخاص تازه وارد، هرگز نتوانند زير مجموعه‌ي خودشان را تشکيل بدهند.

خواننده‌ي عزيز! لينک برخي دوستان مخالف را در کنار وبلاگم گذاشته‌ام و شما خواننده‌ي گرامي مي‌توانيد به آن‌ها مراجعه کنيد و نظرات ايشان را هم مطالعه بفرماييد. البته قصد من، بحث ديالکتيکي نيست و اصولاً معتقدم که رد کردن برهان شخص مخالف، به معني صحت داشتن حرف شخص موافق نمي‌باشد. اما جسارتاً و تکرار مي‌کنم «جسارتاً»، نتيجه‌گيري ايشان در اين زمينه(از نظر من) منطقي نيست و البته انتقادي نمي‌کنم چون خودم هم قبل از اين‌که سيستم تجارت شبکه‌اي را به درستي بشناسم؛ دقيقاً مثل ايشان، گمان و پيش‌داوري مي‌کردم. نتيجه‌گيري ايشان بر اين استدلال است که چون هميشه افرادي در انتهاي شبکه قرار دارند که «ضرر» کرده‌اند و چون براي جبران «ضررشان» مجبورند جمعيتي چند برابر خودشان را با خودشان جاي‌گزين نمايند؛ پس اين‌کار مضر است.(رجوع شود)  البته اين نظر مي‌تواند کاملا صحيح باشد مشروط بر اين‌که شخص خريدار، واقعاً ضرر کرده باشد(درست مانند سيستم‌هاي هرمي و پنتاگونو که شخص براي وارد شدن به سيستم، بايد به چند نفر ديگر و شرکت مربوطه، مقداري پول مفت بدهد! بدون آن‌که شرکت، در قبالش خدمات، يا محصولي را ارائه دهد) اما در سيستم‌هاي تجارت شبکه‌اي، کسي متضرر نمي‌شود که قرار باشد تعدادشان را با عمليات تصاعد رياضي، ضربدر ۲ کنيم و نتيجه‌گيري يا پيش‌داوري نماييم. درثاني از اين سيستم مي‌توان براي عرضه‌ي خيلي محصولات ديگر هم استفاده نمود. برفرض مي‌توانيم صنايع دستي اصفهان، فرش تبريز و خيلي محصولات خودمان را حتي با قيمتي پايين‌تر از قيمت فعلي در بازار، بدون دخالت دلال و واسطه، فقط و فقط از طريق تجارت شبکه‌اي به ديگران و حتي خارج از کشور، عرضه نماييم. اصل اين است که اين فرهنگ در جامعه، جا بيفتد و آن‌گاه هرکس به فراخور نيازش، کالاي مورد نظرش را خريداري کرده و مي‌تواند با ترغيب ديگران در خريد آن کالاها، در سود آن شرکت هم سهيم باشد. آيا اشکالي دارد؟ ... اشکالي ندارد اما چون به نظر مي‌رسد يک ايده يا موجي جديد است؛ طبعاً با اينرسي و مخالفت روبه‌رو مي‌شود. در مورد فوايد ديگر گلدکوئست و اين مقاله  (چرا گلدکوئست مضر است) در قسمت دوم، به تفضيل شرح خواهم داد. با تشکر از حوصله‌اي که به خرج داديد .

 

چرا گلدکوئست مفيد است ؟

آيا دليل مفيد بودن گلدکوئست اين است که همه‌ي مشتريان آن سود مي‌کنند ؟
خير، البته مشتريان گلدکوئست چنان‌چه فعال باشند؛ پس از مدتي، سود قابل توجهي مي‌کنند؛ مثلا تا سقف ۱۵۰۰۰ دلار در هفته، اما هميشه و در همه‌ی مشاغل، عده‌اي هم وجود دارند که به دلايل مختلفي مثل جدي نگرفتن کار، تنبلي، آموزش اشتباه و ... به آن سود مطلوب نمي‌رسند. و اصولا سود خوب دليل کافي براي مفيد بودن کار نيست .

آيا دليل مفيد بودن گلدکوئست اين است که ريسک آن پايين است ؟
هرچند با توجه به کم هزينه بودن اين نوع تجارت(مثلا به دفتر و شرکت و سرمايه‌ي شروع بالايي نياز ندارد) و امکان‌پذير بودن آموزش‌هاي آن براي هر کس، ريسکش فوق العاده پايين است؛ اما جواب اين سوال نيز منفي است چون ممکن است شغل کاذبي با  وجود ريسک پايين، مضر باشد. آيا اگر ريسک  تکدي‌گري پايين باشد؛ آن کار براي جامعه مفيد محسوب مي‌شود؟ واضح است که خير .

آيا دليل مفيد بودن گلدکوئست اين است که اين کار با بازاريابي‌هاي سنتي تفاوت دارد و بيش‌تر افراد به انگيزه‌ي کسب درآمد، جذب اين سيستم مي‌شوند ؟
خير، البته اين کار با بازاريابي‌هاي سنتي، خيلي فرق دارد. و ممکن است که افراد به انگيزه‌ي کسب درآمد، جذب اين سيستم شوند همان‌طور که خيلي‌هاي ديگر به انگيزه‌ي کسب درآمد؛ جذب هر نوع صنف ديگري هم مي‌شوند. و اصولا انگيزه‌ي کسب درآمد، مفيد است اما گفته شود که برخي افراد، شايد تمايل چنداني به خريد خود سکه نداشته باشند و عمده‌ي اهدافشان، همان کسب درآمد باشد. همان‌گونه که نيت و انگيزه‌ي اصلي مردم، در سپرده‌گذاري قرضالحسنه‌ي بانک‌ها،  بايد ثواب و فيض مذکور در آيه‌ي «من ذا الذي يقرض الله قرضا حسنا» باشد وگرنه سپرده‌گذاري ديگري را(که سود هم دارد) انتخاب مي‌کنند. اما در عمل کسي چندان به فکر اجر معنوي‌اش نيست و البته تبليغات خود بانک‌ها نيز تاکيدي بر اجر معنوي ندارد بلکه هدف بيشتر مردم، و همين‌طور فشار تبليغاتي بانک‌ها، بر برنده شدن مرسدس بنز الگانس، خودروهاي پژو و سکه‌هاي بهارآزادي و ميلياردها ريال جوايز نقدي و غير نقدي است(که آن‌هم خدا مي‌داند به کي مي‌رسد!!) يا انگيزه‌ي خريد محصولات خوراکي فلان شرکت و نگه داشتن درب قوطي نزد خود! البته در گاوصندوق!!(با کمال استفاده از موقعيت متبرک شده‌ی جغرافيايي-مذهبي شرکت!)  به جاي خريد محصولات با کيفيت‌تر از شرکت‌هاي قديمي‌تر و به‌تر، آيا به خاطر کيفيت خود محصول است؟ و آيا نيت خيلي‌ها از خريد کارت ارمغان بهزيستي(لاتاري سابق) کمک به ديگران است؟ و خيلي سوالات ديگر! اما با اين روش‌ها،  جهت سرمايه‌گذاري يا خريد يک محصول، ايجاد انگيزه مي‌شود ولو من نوعي، اگر جوايز نبود هرگز سراغشان نمي‌رفتم. (البته خود من به شخصه سرنوشتم را هرگز به قرعه و شانس نمي‌سپارم و جايي سرمايه‌گذاري مي‌کنم و وقت مي‌گذارم که مطمئن باشم اگر خوب کار کنم؛ سود خوبي هم مي‌برم.) گرچه همان هم اشکالي ندارد و درحقيقت براي جامعه مفيد است. اما علت اصلي مفيد بودن گلدکوئست، اين هم نيست .

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که مي‌تواند باعث ورود ارز به کشور هم بشود ؟
گرچه يکي از نتايج رواج کار با اين شرکت (مخصوصا انتقال شاخه‌هايي به خارج از کشور) همان‌طور که قبلا هم توضيح دادم ورود ارز به کشور يا دست‌کم، وارد شدن محصولي است که به مرور زمان ارزشي چندين برابر قيمت اصلي‌اش پيدا مي‌کند؛ اما علت مفيد بودن گلدکوئست، فقط اين قضيه هم نيست. زيرا با صادرات مواد مخدر به خارج از کشور و يا حتي صادر کردن دختران فراري به کشورهاي همسايه نيز امکان دارد که ارز وارد کشور شود(البته منظورم اين نيست که اين کارها درحال حاضر انجام مي‌شوند بلکه فقط مثال زدم!)

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که اين شرکت به تعهداتش عمل مي‌کند ؟
خير، البته «اين شرکت، با کمال ميل به تعهداتش عمل خواهد کرد» و اين يک حسن و مزيت بزرگ، نسبت به بعضي و فقط برخي از شرکت‌هاي خودمان(چه خصوصي، چه دولتي و نيمه دولتي) است که ديده شده به ساده‌ترين تعهداتشان هم عمل نمي‌کنند. اما اين هم نمي‌تواند به تنهايي دليل مفيد بودن گلدکوئست باشد .

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که عضو سازمان تجارت جهاني است و ايران هم به شدت خواستار پيوستن به اين سازمان است ؟
خير، البته اگر ايران به عضويت اين سازمان درآيد؛ مجبور است که به شرکت گلدکوئست اجازه‌ي فعاليت در ايران بدهد. اما نه ايران فعلاً موفق به عضويت شده و نه به اين سادگي به ايران اجازه‌ي عضويت خواهند داد و نه اصولا عضو سازمان تجارت جهاني شدن، دليل کافي براي مفيد بودن است .

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که حاضر بود تا ۳٪ از سودش را به ايران بدهد ؟
خير، البته مقامات ايران قبل از ممنوعيت و تحريم گلدکوئست در ايران، تقاضاي ۱۰٪ سود کرده بودند و چون شرکت زير بار نرفت؛ اين همه ماجرا درست شد اما اگر گلدکوئست حتي صددرصد سودش را هم دو دستي به ايران تقديم کند؛ باز هم تنها دليل مفيد بودنش اين نيست .

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که کمپاني‌هاي بزرگي مثل مايکروسافت، آن را تاييد کرده‌اند ؟ ...
خير، البته اين يک امتياز مثبت است که کمپاني بزرگي مانند مايکروسافت، شرکت گلدکوئست را تاييد نمايند اما آن تاييدها نيز دليل کافي براي مفيد بودن گلدکوئست نمي‌باشد .

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که امضاي ديجيتالي Verisign زير تمام صفحات مالي و حسابرسي سايت شرکت ديده مي‌شود ؟
خير، البته امضاي ديجيتالي Verisign، يک اطمينان خاطر بزرگ براي نقل و انتقالات مالي محسوب مي‌شود؛ اما دليل مفيد بودن اين شرکت فراتر از اين اطمينان خاطر است .

آیا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که طراح و بنيان‌گذارش، آقای دکتر آليس يوحنا(مکيتالو)، ۱۸ سال مشاور مالی سازمان ملل بودند و در حال حاضر هم از مديران بانک آسيايی توسعه(ADB) هستند ؟
خير، هرچند که اين هم امتياز خيلی بزرگی محسوب مي‌شود؛ اما به واقع مفيد بودن يک شرکت به عوامل ديگری بستگی دارد .

پس دليل مفيد بودن گلدکوئست چيست ؟
در گلدکوئست دلايل مختلفي دست به دست هم داده و مفيد بودن اين نوع تجارت را چه از بعد فردي و چه از بعد اجتماعي، تضمين مي‌نمايد :

۱- آموزش تجارت شبکه‌اي يا Network Marketing به افراد، و و جا افتادن فرهنگ آن در جامعه و استفاده از آن براي فروش ساير محصولات مانند صنايع دستي، قالي، رايانه، موتور سيکلت و يا خدماتي مانند توريست، هتل‌داري و ... .
۲- ايجاد خودباوري در افراد و فعال شدن ايشان و غلبه بر تنبلي، چون که در اين سيستم هر کسي فعال‌تر باشد(بدون دخالت شانس و قرعه و لاتاري و روابط و پارتي‌بازي و ...) سود بيش‌تري هم مي‌برد و اين موضوع برايشان قابل لمس مي‌شود که با کمي تلاش، به آن چيزي که مستحقش هستند مي‌رسند و برخلاف گذشته که تمام وقت و انرژي خود را براي به دست آوردن ساده‌ترين مايحتاج‌هايشان، مصرف مي‌کردند و از ابعاد ديگر زندگي(مادي و معنوي) محروم مي‌ماندند و چون پيشرفتي در کارشان حاصل نمي‌شد؛ لذا مايوس و نااميد مي‌گشتند. اما اکنون کار مي‌کنند و سودش را مي‌برند و مي‌توانند پيشرفت کنند به يک خودباوري برسند و از انسان‌هاي مايوس و نااميد و تنبل! تبديل به انسان‌هاي اميدوار و فعال شوند .
۳- اشتغال‌زايي با مبلغ سرمايه‌گذاري کم، يعني اين کار خود به خود باعث اشتغال‌زايي مي‌شود. اگر عَرضه‌ي ديگر محصولات نيز(مخصوصا در کشور خودمان) با اين روش انجام شود که خيلي عالي‌تر هم مي‌شود و چه به‌تر کاري که از کنارش ديگران نيز نان بخورند. گلدکوئست در حقيقت کمک به بهره‌وري مملکت از طريق قرار گرفتن افراد در تخصص خودشان است. چون اغلب افراد، با حل شدن مشکلات مالي که تاکنون داشتند؛ راحت‌تر مي‌توانند در تخصص مورد علاقه‌شان به فعاليت بپردازند و به همان کاري بايد و شايد بپردازند و زمينه‌اي ايجاد مي‌شود تا ايشان در جايگاه اصلي خودشان قرار بگيرند و اين براي جامعه‌ي ما، به مراتب مفيدتر از وضع کنوني‌ است. مثلا وقتي که الکترون در يک اتم، به لايه‌ي بعدي مي‌رود انرژي مي‌گيرد و زماني که به لاله‌ي اصلي‌اش برمي‌گردد انرژي آن به صورت نور آزاد مي‌گردد و مورد استفاده قرار مي‌گيرد .
۴- خريد و ورود يک محصول با ارزش، که هم ارزش سمبليک دارد و هم مستهلک نمي‌شود و به مرور زمان مرغوب‌تر و گران‌تر هم مي‌شود .
۵- ايجاد يک محيط فرهنگي و آموزشي، چون کار تجارت شبکه‌اي برپايه‌ي کار گروهي يا Team Work است و بالاسري‌ها، دائماً در حال حمايت و آموزش زيرمجموعه‌هايشان مي‌باشند و تجربياتشان را با کمال ميل! در اختيار ديگران قرار مي‌دهند؛ پس ميتينگ‌هاي دوستانه و در عين حال جدي‌اي برگزار مي‌شود که همه‌ي افراد به قصد کار، وارد آن شده‌اند(نه عيش و طرب و اتلاف وقت) و همين آشنايي‌ها با يکديگر و يافتن دوستان جديدي که اغلب تحصيل‌کرده و فعال هم هستند و چه بسا در ديگر امور زندگي هم از تجربيات هم استفاده کنند؛ از نظر فرهنگي و آموزشي تاثير مثبتي روي افراد جامعه و طبعاْ خود جامعه دارد .
۶- خروج شاخه‌ها از ايران و بازگشت سرمايه‌ها، که مي‌دانيم براي خريد سکه‌ها مقداري سرمايه از مملکت خارج مي‌شود البته در مقابلش سکه دريافت مي‌کنيم اما بدون درنظر گرفتن آن نيز مي‌توان اميدوار بود که با خروج هر شاخه از ايران، آن سرمايه، به شکل پورسانت و حتي بيش‌تر وارد مملکت مي‌شود(مثل فيليپين)
۷- بالا رفتن سطح توانايي‌هاي فردي که گذشته از فوايد مالي، همان‌طور که گفتم هر کس پس از يک سال فعاليت در گلدکوئست، تبديل به يک انسان فعال، باحوصله، صبور و در عين حال مدير مي‌شود. اين شخص در هرکار ديگري هم که برود موفق خواهد شد. اين شخص، ترسي از شنيدن کلمه‌ی «نه» از ديگران ندارد(که اگر دقت شود؛ همين ترس، در اغلب امور زندگی‌مان مانع پيش‌رفتمان شده است) اين شخص به جاي غرق شدن در مشکلاتش، به راه‌حل‌ها مي‌انديشد. امواج منفي به راحتي نمي‌توانند اهدافش را متزلزل سازند. مي‌تواند بدون ترس حرکت کند. از به انتظار معجزه نشستن در منزل تنفر دارد. اين شخص هميشه بدون آن‌که ناشکر باشد؛ مي‌داند که اگر همان اندازه کارهايي را انجام دهد که هميشه انجام داده؛ پس همان چيزهايي را به دست مي‌آورد که تاکنون به دست آورده و مي‌داند آن‌چه که او را به موفقيت رسانده؛ براي حفظ آن کافي نيست و خيلي چيزهاي ديگر ياد مي‌گيرد که مفيدند و در تمام امور زندگی به کارش مي‌آيد .

به عقيده‌ي شما، يک کار با اين سرمايه‌گذاري و ريسک اندک، تا چه اندازه‌اي بايد مفيد باشد که گلدکوئست نيست؛ اگر بخواهيم انصاف بيش‌تري به خرج دهيم بايد جسورانه اعلام کنيم که گلدکوئست يک پديده است .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1383ساعت 17:1  توسط داش ابی  | 

شركتهاي خارجي

هدف از این نوشتار صرفا معرفی شرکت هایی است که در ایران به طور رسمی یا غیر رسمی در زمینه بازاریابی شبکه ای فعالیت می کنند. نگارنده به هیچ عنوان این معرفی را تایید یا عدم تایید آنها نمی داند و متمایل است مبنایی برای مقایسه شرکت های موجود فراهم کند. این مقایسه در صورتی ارزشمند خواهد بود که در ماههای آتی شاهد شکل گیری فضای قانونی و ترسیم سازوکارهای مناسب برای تعاملی قانونمند با این نوع پدیده ها شاهد باشیم هر چند که به نظر می رسد فعالیت های غیررسمی در این زمینه افزونی یافته است. این که آیا این نوع فعالیت های غیررسمی را لزوما خلاف قانون بدانیم یا خیر، تشخیصی است که باید از طرف مراجع ذیصلاح و مراکز نظارتی ارائه شود و طبعا صاحب این قلم و مردم چشم به ارشاد چنین دستگاه هایی دوخته اند. نکته بعدی اینکه متاسفانه به دلیل محدودیت منابع مجبور شدیم به پاره ای از اظهارات افراد مطلع درباره این نوع شبکه ها اکتفا کنیم قطعا اگر هر یک از این شرکت ها در ایران دارای نمایندگان قانونی هستند خوشحال خواهیم شد در چارچوب قوانین از دیدگاه و آراء آنان نیز در شماره های بعدی استفاده کنیم. این مسیر همچنان باز است و افزودن بر غنای مطالب محبتی است که خوانندگان مبذول خواهند داشت.
 
شرکت Quest International
شرکت GQI از سال 1998 کار خود را آغاز کرد و در سال 2004 تبدیل به مجموعه ای از شرکتها با خدمات و محصولات متنوع و گوناگون با نام  QI شد که هم اکنون GQI یکی از زیرمجموعه های شرکت QI است. دفتر مرکزی آن در کشور هنگ کنگ واقع است . شرکت GQI در ابتدای کار به عنوان یک شرکت بازاریابی شبکه ای، برای فروش محصولات کلکسیونی شامل سکه، ساعت و گردن بندهای طلا و نقره که سعی می کند کیفیت و مرغوبیت سکه ها و ساعت ها را به تایید بانک مرکزی کشورهای مختلف برساند شروع به کار کرد. تولید کننده اصلی محصولات این شرکت، یک شرکت آلمانی به نام Mayer Mint است که در سال 1871 میلادی تاسیس شده و زمینه اصلی فعالیت آن ضرب سکه های کلکسیونی است. علاوه بر آن، شرکت GQI با حدود 10 تولید کننده دیگر سکه های کلکسیونی در دنیا دارای قراردادهایی است. بنا به گفته برخی مطلعین، این شرکت عمدتا در آسیا توسعه یافت و در کشورهای مالزی« هند، اندونزی و ... گسترش پیدا کرد و در حدود سال 1379، از طریق دبی توسط فردی به نام فیصل وارد ایران شد. شروع فعالیت این شبکه در ایران از شهر لار بود و به تدریج در سایر شهرها گسترش یافت و از اوایل سال 1382 در تهران شروع به گسترش کرد. در سایت اینترنتی این شرکت، تعداد اعضاء یا ثبت نام شده ها این شرکت در دنیا، در پایان سال 2003 میلادی 600 هزار نفر عنوان شده که عمدتا در آسیا فعال هستند. در میان کشورهای اروپایی نیز، این شرکت در کشور سوئد از رشد بیشتری برخوردار بوده است. آمار غیر رسمی موجود، حاکی از عضویت بیش از 350 هزار نفر ایرانی در این شبکه در اواسط سال 2004 میلادی است. شرکت در اوایل سال 2004 میلادی، Plan خود را تغییر داد و در سبد محصولات خود، محصول Vacation را اضافه کرد که رزرو بلیط برای هتل در کشورهای مختلف است. طرف قرارداد این شرکت برای تامین سرویسهای مسافرتی، شرکت RCI می باشد. با تغییر Plan، اعضاء یا ثبت نام شده ها شرکت نیز، علاوه بر شرایط قبلی شرکت GQI می توانند از مزایای جدید شرکت QI استفاده کنند. چند ماه پس از ارائه محصولات مسافرتی، محصولات دیگری تحت عنوان Quest Technology به سبد محصولات شرکت اضافه شد. در حال حاضر شرکت بازاریابی، شرکت Quest International است که در مرکزیت یک مجموعه از شرکت ها از قبیل Quest Vacation، Quest Technology، Quest Finance و ... قرار دارد. شرکت هدف خود را از ارائه محصولات جدید، ارائه محصولات متناسب با مناطق جغرافیایی جدید عنوان کرده است و به طور خاص مشتریان هدف محصول Vacation را کشورهای اروپایی و آمریکا بیان می کند. با توجه به نظر می رسد ارائه این محصولات برای حل مشکلات قانونی ورود به بازارهای آمریکا و اروپا باشد. لازم به ذکر است که همه محصولات فوق در قالب یک Plan واحد و از طرف شرکت Quest International ارائه می شوند.
طرح کار شرکت QI به شکل باینری است. هر فرد در این سیستم می تواند با یک خرید یکی از محصولات شرکت به عنوان IR (نماینده مستقل) به سیستم وارد شود. هر فرد در سمت چپ و راست خود، دو نفر را به مجموعه معرفی می کند که آنها هم اقدام به خرید محصول می کنند و عضویت افراد جدید به همین ترتیب ادامه پیدا می کند. در این Plan سقف درآمد هفتگی برابر با حداکثر 15000 دلار برای هر TC قابل افزایش است. TC (مرکز پیگیری، کدشناسایی (شناسایی فرد برای ورود به سیستم است) فاصله زمانی واریز پول تا تحویل محصول در این سیستم 10 هفته و فاصله زمانی انجام محاسبات تا دریافت پورسانت 2 هفته می باشد. در حال حاضر محصولات ایران به دلایل عدم پشتیبانی پروتکل های پستی مورد نیاز شرکت به آدرس نمایندگی دبی ارسال می شوند. پورسانت ها به شکل چک England Standard Chartered Bank و New York Chase Manhattan Bank، به شکل Telegraphic Transfer قابل دریافت بوده است. همچنین بسیاری از افراد، پورسانت خود را از طریق E-Card مخصوص شرکت دریافت می کنند. نکته قابل توجه در Plan کار این شرکت، ارائه چند محصول در یک Plan است. همچنین استفاده از سیستم پیشرفته امتیازدهی به محصولات است که پوشش فراگیری را ایجاد می کند.......
  ادامه اين مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383ساعت 17:2  توسط داش ابی  | 

با نت ورک مارکتينگ ثروتمند شويد ( مهندس احمد شايان فريد )

مجله ايام شماره 33 - اول اسفند ماه 83

بيش از ۵۰ سال است كه  سيستم نت ورك ماركتينگ در جهان آغاز به كار كرده و تا حال افراد زيادي از اين راه توانسته اند به ثروتي عظيم دست پيدا كنند .

نت ورك ماركتينگ به زبان ساده :

وقتي جنسي در كارخانه توليد ميشود تا به دست مصرف كننده برسد از بين واسطه هاي زيادي عبور ميكند , عمده فروش , خرده فروش , مغازه دار و غيره , كه طبيعي است درصد بسيار هنگفتي به روي مبالغ اوليه كالا اضافه ميگردد . بنابراين مقرون به صرفه است كه بتوان يك جنس توليد شده را به صورت مستقيم خريداري كرد .

هم اكنون در دنيا شركتهاي زيادي وجود دارند كه اجناس خود را به صورت مستقيم و با استفاده از سيستم شبكه ايي ( اينترنت و رايانه ) به فروش ميرسانند . حتي در كشور ما ايران نيز هم اكنون شركتهاي معتبري به اين سيستم روي آورده اند و يا حتي به طريقي خدمات خود را به مشتريان به صورت شبكه عرضه ميكنند . در حالي كه در اكثر كشورها خدمات بانكي به صورت شبكه ايي از منزل يا محل كار انجام ميشود در كشور ما روزانه 300 نفر به هر يك از شعبه بانكها فقط براي پرداخت قبوض آب , برق , تلفن مراجعه ميكنند و كارشناسان و كارمندان بانكها به جاي فعاليت سازنده اقتصادي و مشاوره هاي كلان اقتصادي به ثبت , وصول و انجام خدمات پيش پا افتاده و سنتي ميپردازند .

سيستم نت ورك ماركتينگ در كشور ما نسبت به پيشرفتهاي ديگر بسيار عقب مانده است و دليل آن هم به سه مشكل اصلي برميگردد . 1- ارتباطات 2- امنيت 3- قوانين و مقررات حاكم بر سيستم تجارت الكترونيكي .

1-ارتباطات : در كشور ما ارتباطات كاملا در اختيار دولت است و اين امر باعث ميگردد كساني كه ميخواهند در عرصه تجارت شبكه ايي در سطح جهان فعاليت كنند هميشه بايد اين هراس را به دل داشته باشند كه هر از گاه سايتهاي تجاري فعال و شركتهاي معتبر به دلايل كودكانه مثل بر هم زدن جو توسط چند نشريه مسدود گردد يا فيلتر گزاري شود و به طبع سرمايه گذاري آنها به خطر بي افتد و چون اين حركتها تماما غير كارشناسانه است هيچ گاه نيز پاسخ صحيحي نمي توان به فعالان در اين شبكه داد , زيرا آنها كاملا از سايتهاي تجاري آگاهي دارند .

2-امنيت : امنيت سيستمهاي بانكداري الكترونيكي در كشور ما بسيار در حد پايين قرار دارد وجود حكرهاي قدرتمند كه به راحتي ميتوانند به سيستمهاي بانكداري ما وارد شوند , حس بدبيني را براي عامه مردم پديد آورده است مانند مشكلي كه مدتي پيش براي بسياري از مشتريان يكي از بانكها پديد آمده بود .

3- قوانين و مقررات حاكم بر سيستم تجارت : قوانين و مقررات حاكم بر سيستم بانكي و پرداخت در كشور ما آنچنان در سطح سنتي ميباشد كه حتي يك فرد غير مسئول هم به راحتي ميتواند در بسياري از مسائل فوق كارشناسانه دخالت كند . به همين خاطر شركتهاي ايراني خارج از كشور مثل دبي و يا حتي شركتهاي داخلي ترجيح ميدهند تا از خدمات بانكهاي خارجي استفاده كنند چون هر سه فاكتور بالا را دارا هستند . ( ارتباطات , امنيت و قوانين صحيح )

پايان مقدمه

حال بايد ببينيم چگونه ميتوان با نت ورك ماركتينگ به جمع پولدارهاي جامعه اضافه شد و چگونه ميتوان سيل دلارهاي غيرنفتي را توسط اين صنعت كه هم اكنون در بسياري از دانشگاه هاي جهان به عنوان يك علم روز تدريس ميشود به كشورمان سرازير كنيم و به دنبال آن منافع ديگري را اعم از توريست را به ايران بكشانيم و در حالي كه در منزل و در اتاق خود نشسته ايم دست به يك كاسبي سودمند و در عين حال حلال بزنيم و خود , خانواده و كشورمان را به سودهايي هنگفت برسانيم و در ازاي هر يك دلاري كه بابت اين تجارت از كشور خارج ميشود 7 دلار را به كشور وارد كنيم . شما فكر ميكنيد مقدر نيست ؟

چرا هست

در حالي كه ما اندرخم يك كوچه مانده ايم در بسياري از كشورهاي جهاني مردم در اتاقهاي خوابشان به ثروتهاي هنگفت دست پيدا كرده اند با سرمايه ايي اندك و البته تلاشي فراوان و اطلاعاتي كامل .

آيا ما نميتوانيم محصولات بي نظير كشورمان مثل فرش ايراني , پسته ايراني , زعفران ايراني , صنايع دستي مان را با نت ورك ماركتينگ به جهانيان عرضه كنيم ؟ ميتوانيم اگر بخواهيم به شرط آنكه فقط گوش مان را در اختيار نظريات بي پايه و اساس برخي از بلندگوهايي نسپاريم كه هيچ از تجارت جهاني نميدانند .ناكارشناساني كه در بعضي از نشريات قلم ميزنند و يا بر صفحه جعبه جادويي حاضر ميشوند .

ميخواهيد بدانيد يكي از همين تيترهاي دور از واقعيت چه ضربه هولناكي به صنعت الكل سازي كشورمان وارد كرد و به دنبال آن كارخانه هاي توليد قند و ده ها فرصت شغلي از دست رفت .

بهتر است كمي واقع بينانه و در واقع عاقلانه با مسائل برخورد كنيم . ما اگر بتوانيم به دور از حاشيه ها , كوته فكري ها و حماقت هاي پيش پا افتاده و از راه صحيح به شبكه هاي نت ورك ماركتينگ وارد شويم ميتوانيم بسيار زود و پر قدرت محصولات توليد شده در كشورمان را از اين راه به جهانيان عرضه كنيم و اقتصادي شكوفاتر را در عرصه توليد , توريسم و درآمد سرانه بدست آوريم . انشاالله

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383ساعت 16:55  توسط داش ابی  | 

گلد كوئست رويا نيست

 

مجله ايام شماره 33 - اول اسفند ماه 83

مقدمه

فراگير شدن مبحث اقتصادي نت ورك ماركتينگ و تجارت الكترونيك در ايران كه با شناسه شركت بين المللي گلدكوئست در ايران بازشناسي مي شود , در چند سال اخير علي الخصوص در چند ماه جاري گفته و شنيده هاي بسياري به ارمغان آورده است . جمع كثيري از افراد عادي جامعه با تصورهاي درست و غلط و در برخي موارد حتي روياپردازانه از آن سخن گفته اند و اقتصاد دانان نيز به فراخور دريافت فردي خود از موضوع صحبت كرده اند . برخي لب به انتقاد گشوده و از تاثيرات منفي خروج ارز از كشور و برخي نيز در غالب تمجيد به فضاي مشاركت همگاني در عرصه اقتصادي و افزايش ذخاير طلاي اجتماعي اشاره نموده اند .

وليكن تاكنون آيا نظر فيزيك دان و يا رياضي دان را درباره قانون " تسري هرمي " كه پايه اقتصاد نت ورك ماركتينگ و گزينه اي به نام گلد كوئست است را مطالعه كرده ايد !!

مطلبي كه هم اكنون در اختيار شما قرار مي گيرد را در مقام يك دانش آموخته رشته فيزيك و نه به عنوان يك اقتصاد دان به رشته تحرير در آورده اند و اميد آن كه علي رغم برخي مفاهيم سنگين فيزيكي , آنچنان كه خواسته سردبير محترم مجله ايام است , رهنماي كساني قرار گيرد كه در حوزه تجارت الكترونيك مشغول به مطالعه و يا فعاليت هستند .

گوشه چشمي به شيمي

اگر قرار باشد قانون تسري ماتريسي را بازشناسي كنيم , ابتدا بايد از لحاظ مفهوم , اين قانون را درك نماييم و بدانيم كه كليه قوانين رياضي ريشه طبيعي داشته و در خلقت به كار گرفته شده اند . قانون تسري ماتريسي هم در واقع تابع رياضي اصل اتم كربن مي باشد كه از تشكيل پيوندهاي چهار وجهي با قابليت موازي پديد مي آيد انواع زنجيرهاي موازي را دارد . بر اساس اين اصل يك اتم كربن با ايجاد پيوند با ديگر اتمهاي هم جنس , زنجيرهايي را فراهم مي آورد كه در چرخهاي بدون راس مي باشند و در صورت شكست در بخش با ايجاد سرشاخه پيوندهاي جديدي را فراهم مي آورد .

نگاهي به عالم فيزيك

اصل اتم كربن در فيزيك با عينيت بيشتري شكل مي گيرد . در واقع الماس به عنوان محكم ترين پيوند ميان اتمي كربن شهره خاص و عام است . تصور كنيد يك الماس تشكيل شده از تعداد بيشماري اتم كربن است كه به صورت ماتريسي پيوند خورده و گسترش يافته اند . حال شما اين پنوندها را از هر كجا كه بشكنيد باز هم الماس را خواهيد داشت و فقط اندازه نگين شما كوچك خواهد شد , اما در كيفيت آن تاثيري نخواهد داشت .

از سوي ديگر اصل اتم كربن به شما اين اجازه را ميدهد كه براي ايجاد دپارتمان هاي مشابه از اتم كربن نسبت به تقسيم اصول جرم حجمي يا چگالي با بهره گيري از ميزان پايه اقدام نماييد . يعني چون وجه اتمهاي پيوند حالت هرمي دارد تعيين بسياري از فاكتورهاي بازشناسي فيزيكي جسم مورد نظر بدون در نظر گرفتن قوانين تابويي قابل احتساب مي باشد .

و اكنون نگاه رياضي

اينك اگر براساس اصل اتم كربن بخواهيم يك استنتاج رياضي كنيم مي توانيم اينگونه بيان كنيم : اگر مجموعه عوامل پديد آورنده به صورت هرمي و در شاخه هايي متوالي كه همرس هستند تجميع گردد ,به صورتي كه فاصله راس تا سطح به وسيله لايه هايي كه از توان مثبت زوج در مقايسه با لايه قبلي برخوردار است تفكيك گردد . مي توان نتيجه گرفت كه اگر هر يك از عوامل در قالب راس مجدد تعيين شود كليه بازدهي راس اول نسبت به سطح پوشش را دارا خواهد بود .

و اين همان قانون تسري ماتريسي است . يعني آن كه گسترش ماتريسي شكل زيرشاخه ها , نه تنها موجبات تضييع حقوق زيردستي ها را فراهم نمي آورد بلكه برداشت هر مهره از مجموعه نسبت به سطح پايين در مقايسه با راس كل نسبت بر سطح عمومي كاملا از ضريب برابر برخوردار خواهد بود .

و اينك يك نگاه فيزيكي ديگر

در علم فيزيك نوعي حجم وجود دارد كه به منشور معروف است . در واقع منشور هرمي است كه سطح مقطع آن مثلث نباشد . به تعريف ديگر هم مي توان گفت : هرم , منشوري است كه سطح مقطع آن مثلث باشد . در نتيجه كليه قوانين منشورها براي هرم هم صدق مي كند .

يكي از اصولي ترين كاربرد منشورها در شكست نور است . در اين پديده علمي نور وقتي از مولكول سطح منشور وارد اين جسم مي شود در داخل آن شكسته مي شود . و از سطحي كه مطابق با فرمول تسري ماتريسي نور قابل محاسبه است به صورت تفكيك شده در طيف هاي مختلف از مجموعه خارج مي شود .

اين نكته را هم از آن رو ذكر كرديم كه فراموش نكنيم اگر چه ورودي فقط يك مولكول بوده است اما سطح بهره ور را تعداد بيشماري مولكول تشكيل مي دهند كه هر يك مي توانند خود , در مقطع ديگري يك ورودي باشند .

حالا باز گرديم به گلدكوئست

در گلدكوئست نيز تسري ماتريسي كاملا رعايت شده است شما به عنوان يك عامل داخلي داراي يك تشكل مطابق با استاندارد اتم كربن هستيد كه پديد آورنده الماس است و اين شكل تا بينهايت قابل انتشار و حجم پديد آمده قابل گسترش مي باشد .

در واقع اگر اين گسترده را از هر كجا بشكنيم به طوري كه شما در راس هرم قرار بگيريد اصل مجموعه هرگز به هم نمي ريزد بلكه فقط مساحت مقطع آن كوچك و بزرگ خواهد شد .

از سوي ديگر ورود هر عضو جديد همانند قانون تسري نور در منشورها مي تواند بر طيف كثيري از اعضا بازده داشته باشد . به طوري كه هر فرد با تكميل شاخه هاي فعال گسترشي خود , ضمانت لازم جهت گسترش كامل مجموعه تحت پوشش را به صورتي فراهم مي آورد كه قابليتهاي باز دهي مشابهي در ضريب بهره وري نسبت به كل مجموعه داشته باشد .

و آخر سر اينكه گلدكوئست يك مشاركت در راستاي ايجاد درآمد و بازاريابي براي يك محصول عمومي است كه بر مبناي اصول رياضي ناشي از قانون تسري ماتريسي شكل گرفته است . فراموش نكيم كه اين قانون هم بر مبناي اصل اتم كربن در الماس بدست آمده است . و الماس كه همانا خالص ترين نوع اتم كربن است يك حقيقت است و ريشه در علم داشته و قابل لمس است . در نتيجه عكس اين قضيه نيز صادق بوده و پديده ها ي تشكيل شده بر اساس اين امر طبيعي نيز مي تواند قابل لمس و به دور از رويا و خيال پردازي باشد . به شرط آن كه به اين موضوع كاملا علمي نگاه كنيم و بهترين راه را براي اين تجارت انتخاب كنيد .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1383ساعت 16:55  توسط داش ابی  | 

چکيده اخبار شبکه اول سيما

سلام به همه عزیزان

 

دوست خوبمان آقای وطن پرست لطف کردن و سریعا چکیده اخبار دیروز شبکه اول سیما رو برای ما فرستادن ، از ایشون تشکر میکنم  با اینکه خودم موفق به دیدن بخشهایی از این برنامه شدم ، لازم بود بعضی از موارد رو در وبلاگ قرار بدم تا دوستان هم بخونن و نظر بدن :

(( سلام برنامه آنسوي خبر ساعت  19  را هم ديديم . خبر خوشي براي كوئيستيون نداشت. بد نيست چكيده اين برنامه را كه به صورت زير نويس بر روي صفحه حك ميشد در اينجا ذكر كنم:))

 

1)فعاليت شركت گلدكوئيست و نمايندگي آن در ايران غير قانوني است.
* پس چرا اجازه نمایندگی دادند ؟ تمام توضیحات فعالیت این شرکت و نمایندگی در روزنامه رسمی چاپ شده است ، یعنی دادن یک مجوز به نمایندگی یک شرکت خارجی اینقدر الکی شده که بدون توجه به نوع فعالیت و عدم اطلاع کافی از نوع تجارت این شرکت به آن مجوز داده اند ، نه ، وقتی دیدند که فعالیت و درآمد این شرکت بیشتر از صادرات نفت میباشد دست گذاشتن روش تا سودی هم نصیب خودشان بشه درغیر اینصورت حرام است .

2)خروج غير قانوني ارز از كشور به مقاصد خارجي .
* بهتره اول ارزی که از این را از کشور خارج میشه (البته منهای ارز برگشتی به صورت پورسانت و ارزش طلا وارد شده) را با ارزی که به واسطه سفرهای بیهوده آقایون نماینده ها و ... از کشور خارج میشه (که این فقط یکی از هزاران مورد خروج ارزه) مقایسه کنن و آمار وارقام رو در اختیار عموم مردم قرار دهند تا مردم تصمیم بگیرند که کدوم بیشتر به نفع آنها است .

3)هرز رفتن نيروي كار جوان و تحصيل كرده در كشور .
* این دیگه نهایت حماقته که این حرف رو می زنن . کدوم کار ؟؟؟؟ خودشون توی جراید می نویسن که 80% فعالان گولدکوئست دارای مدارک لیسانس و بالاتر هستند . چرا ؟؟؟ چرا فقط دارن میگن این کار بده ، چرا نمیگن دلیل گرایش به این کار وضعیت اسفبار جوانان بیکار اعم از تحصیل کرده و بدون تحصیلات عالی است که اگر خوش شانس باشن میتوانند در جایی استخدام شوند آنهم با حقوق ماهی 100 الی 150 هزار تومان .

4)بازاريابي براي شركتي كه فعاليت غير قانوني دارد و حتي عوارض قانوني براي ورود كالايش پردخت نميكند .
* اگر شما عرضه دارید کاری ایجاد کنید که جوانان برای محصولات شما در کشورهای دیگر بازاریابی کنند ، البته اگر محصول بدردبخوری در ایران باشد انحصار صادرات و واردات آن دست از ما بهترونه ، پس بهتر بگید چرا عوارض (خودیاری ، باج ، مالیات) نمی دند .

5) جلوگيري از رشد اقتصادي كشور .
* کدوم رشد ؟ اگر میتونید یکسال جلوی تورم اقصادی رو بگیرید ، رشد پیشکش .

6)بدبين كردن مردم به مقوله تجارت الكترونيك .
* تجارت الکترونیک یعنی ارتباط با دنیا با استفاده از تکنولژی روز ،  ما که خدا را شکر در کشور از همه نوع امکانات برخورداریم ، امکانات فیلترینگ با هزینه های سرسام آور ، اینترنت پرسرعت ، دسترسی به سیستمهای بانکی آن لاین ، دسترسی به اطلاعات روزجهانی در زمینه تجارت الکترونیک ، و هزاران امکانات دیگر که همه از آنها اطلاع دارید و از همه مهمتر استفتاهایی در خصوص حرام دانستن این تجارت  .

7)تلاش دستگاههاي مسئول براي بازگرداندن پول مالباختگان.
8)جبران خسارت دولت علاوه بر بازگرداندن پول مالباختگان.
* اگر خیلی به فکر مردم هستید جلوی کلاهبرداریهای داخلی رو بگیرید که در رشد و پیشرفت جای اقتصاد رو گرفته .

9)بازگرداندن ارز خارج شده به داخل كشور و سرمايه‌گزاري با نظر دولت.
* سرمایه گذاری در بازار بورس و یکشبه یا پولدار شدن ویا بیچاره شدن ، سرمایه گذاری در بانکها و . . . ، نظر دولت ؟؟؟

10)پيگيري شكايات شهرستانيها .
11)دستگيري عوامل شبكه در ايران و تحويل به مراجع قانوني .
12)راه‌اندازي بخس مراقبتي جهت جلوگيري از جرائم آينده توسط پليس .
13)نامه مالباختگان به رئيس قوه قضائيه جهت تشكر از اقدامات اين قوه .
* واقعا ممنون که به فکر مردم هستید و به مشکلات آنها رسیدگی میکنید ولی بهتره ببینید ریشه در کجاست و آن را حل کنید ، اگر توانستید وضعیتی برای یک جوان ایجاد کنید که یک صدم درآمد این کار را داشته باشد بعد جلوی این نوع فعالیتها را بگیرید .

موفق و پیروز باشید .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1383ساعت 16:58  توسط داش ابی  | 

گزارش کامل خبر شبکه اول سيما

سلام به همه دوستان

عزیز جان آقای وطن پرست من کجا نوشتم که شما این مطالب رو گفتید ؟ بنده خدا ظاهرا مشکل شما  خیلی بزرگتر از فعالیت شرکت گولدکوئسته و ظاهرا اگر کاره ای بودید دستور میدادید همه کوئستی ها رو اعدام کنن . یعنی چی که اونیکه حرف قانون و منطق و شرع و ریاضیات رو قبول کنه به جرگه کوئستیون وارد نمی شه ، یعنی همه کوئستی ها بی منطق و کلاهبردار و بی دین هستند ؟ بعد میگید من همه چیز رو با هم قاطی کرده ام ، فکر نمیکنید با وجود افرادی مثل شماست که ما بعد از گذشت چندین سال بعد از انقلاب و با وجود دنیایی از منابع در کشورمان هنوز با اکثر کشورهای در حال توسعه مشکل داریم و هنوز مسئله تجارت الکترونیک برای کشور ما مثل یک فاجعه میمونه و هیچ راهی هم برای حلش پیدا نکردیم .


بدبختانه شما هنوز هدف از ایجاد این وبلاگ و وبلاگهای مشابه را درک نکرده اید و درعوض اینکه به مسئله اصلی مشکل جوانهایی که تنها گناهشان این است که در ایران زندگی می کنند و باید با مصیبت وارد دانشگاه شده ، چهارسال یا بیشتر درس بخوانند و بعد با یک مدرک که باهاش یک دونه نون به آدم نمی دن بیوفتن دنبال کار و در آخر زمانی که با سیستمهایی آشنا می شوند که آینده زندگی آنها را در کمتر از چند سال عوض میکند ، با افرادی مثل شما مدعی سواد و عابد و زاهد و سیستم حکومتی که مثل اینکه تا بحال خواب تشریف داشتند و یکدفعه بیدار شدن دیدن همه دارن به این کار روی می آورند چرا سر ما بیکلاه ، برخورد میکنه و همه چیز تمام .

 

شما مدعی هستی در وبلاگهایتان به شما بی اهانتی میشه و بخش نظرات را حذف میکنید و در وبلاگ کوئستی ها هرنوع بی اهانتی که بخواهید به آنها میکنید ، آیا تا بحال به این فکر کردید که چرا به شما بی اهانتی می شود ؟ سئوالی که من هزار بار پرسیدم ولی بی جواب ماند .

آیا به نظر شما بحث بیکاری و مشکلات افرادی که درکنار مسائل حاشیه ای این تجارت بدلیل تامین مالی به این سیستمها روی آورده اند سفسته و مغلته است ؟

 

آیا اگر سئوال شود چرا به شرکتی که ادعا میکنید فعالیتش غیر قانونی است مجوز نمایندگی دادیده اید بازهم همه چیز را باهم قاطی کرده ایم ؟

 

آیا اگر بخواهیم قبل از رسیدگی به وضعیت این نوع سیستمها اول به وضعیت خروج ارز توسط عوامل داخلی مثل سفرهای تفریحی و به اصطلاح کاری آقایون مثل سفر برای چندمین بار نمایندگان مجلس به مکه آنهم درزمان مشکلات انتخابات رسیدگی بشه ، بی منطقی و سفسته است ؟

 

آیا اگر بگوییم که ما حاضریم این سیستمها و سیستمهای مشابه در ایران راه اندازی شود که هم جنبه درآمد زایی برای جوانان را دارد و هم جنبه فروش و تبلیغ محصولات در ایران و خارج از ایران ، دلایل كوئستي و قاطي كردن همه چيز با هم است ؟

 

من که نمی فهمم منطقی که شما از آن صحبت میکنید چیه ؟ ولی درکل از اینکه وبلاگهای

مخالف در هدف خودشون هم شک کرده اند و فقط اخبار منفی رو انتقال میدهند و از گفتن اینکه ممکنه روزی سیستم گولدکوئست مجوز فعالیت رسمی رو بگیره مترسند ، خوشحالم و به شما متذکر میشم بدلیل اینکه این وبلاگ جایی برای ابراز وجود و نمایش کمالات و بی اهانتی به افرادی که بدون هیچ قصد و نیتی به فعالیتی برای تامین زندگی مادی و اجتماعی خودشون پرداختند نیست و دیگر به شما اجازه نمی دهم که با اسم وظیفه شرعی و انسانیت در این وبلاگ کامنت بنویسید .

 

تمام عزیزانی که مایل به خواندن متن کامل گزارش خبری شبکه اول سیما هستند به وبلاگ دوست و همکار عزیزم آقا مهدی مراجعه کنند و خودشون تصمیم بگیرند

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1383ساعت 16:57  توسط داش ابی  | 

برنامه شبکه اول سيما

سلام به همه دوستان

دوستان آقای وطن پرست درپاسخ به پست قبلی من نوشته اند که وبلاگ یک سایت خبری نیست !!! پس وبلاگ چیه ؟ البته به نظر شما وبلاگ مکانی مثل روزنامه است که فقط مطالب از طرف مسئول آن نوشته شود و همه بخوانند بدون اینکه هیچ کس بتواند آزادانه نظر خود را بیان کند ، پس شما چطور قضاوت را به عهده خوانندگان می سپارید وقتی هیچ یک نمی توانند نظری در این خصوص بدهند .


در ضمن من نمی دونم شما چه برداشتی از یک کلاهبردار دارید ؟ آیا اگر شخصی یا شرکتی بخواهد کلاهبرداری کند ، بعد از بروز مشکل برمی گردد و جبران می کند ویا دیگر دست شما به هفت نسل بعد از آن هم نمی رسد .


گذشته از تمام این موارد جبران خسارت به اعضا برای چی ؟ من یکی از اعضا هستم پس تمام شرایط را قبول کرده ام و پای همه گرفتاریهایش ایستاده ام ، منظور از مالباختگان افرادی هستند که طمع یک شبه پولدار شدن کرده اند و وقتی با کمی مشکل روبرو شده اند ، پس زده اند و شکایت کرده اند و به خیال خودشان به پولشان می رسند ، قابل توجه شما که :
شركت گلدكوئيست براى جلب رضايت شاكيان خود و ضرر وزيان دولت مبلغ يك ميليون دلار به صورت اقساط پرداخت مى كند . به چه کسی ؟ قطعا به دولت نه شاکیان ، و نکته مهمتر اینکه :
شركت گلدكوئيست جهت فعاليت قانونى خود درايران درخواستى را مطرح كرده اما هنوز مراحل رسيدگى به اين درخواست طى نشده وبنابراين تا موافقت رسمى با اين درخواست هرگونه فعاليت تجارى شركت غير قانونى است ، یعنی بعد از توافق رسمی کار این شرکت قانونی بوده و تمام استفتاهایی که شده و تمام زور شما برای مخالفت با این سیستم باد هواست و به همه شاکیان میگن این محصول شما که خریده انید ، به سلامت ، میخواستید نخرید ، کار شرکت قانونیه و ...

بدونید که در حال حاضر در ایران صدها شرکت با مجوز و بی مجوز در حال فعالیت هستند و شما بجز خسته کردن خودتان کار دیگری نمی کنید ، من یک پیشنهاد برای شما دارم :
بیایید جبهه خود را عوض کنید و فعالیتی مفیدتر را پیش رو بگیرید و در مورد اینکه
1) چرا میلیاردها تومان برای مراسم عزاداری خرج می شود و هیچ کس این هزینه ها را جهت دار نمی کند ، تا برای جوانانی که در مقاطع لیسانس و دکترا بیکار هستند کاری بکنند .
2) چرا وضعیت زلزله زدگان بم و درکنار آن زرند هنوز معلوم نیست و آن همه کمکهایی که به این مردم مصیبت زده شده کجاست ؟ و در زلزله اخیراعلام شد که از ذخیره ارزی کشور برای زرند برداشت شده و جبران این مشکلات علیرغم اعلام عدم تورم در سال آینده از همین ماه شاهد هزاران نوع تورم و بالارفتن قیمتها هستیم .
3) چرا ما باید دردنیایی از منابع گاز و نفت باشیم و با یک برف چند سانتی به مشکل کمبود گاز برخورد کنیم و دقیقا در همان زمان قرار صادرات گاز با کشورهای دیگر بسته شود .
5) و هزاران چرای دیگر ؟؟؟ که در پستهای قلبی نوشته ام ولی شما هنوز برای یکی از آنها هم جوابی نداشته اید .


راستی اگر شد کمی هم در مورد اینکه غارت بیت المال یعنی چه ؟ این همه منابع و معادن در ایران وجود دارد و این همه سنگ تکنولژی هسته ای را به سینه میزنید که چی بشه ؟ چه تاثیری در رفاه مردم داره ؟ کشورهای دیگه حتما در این مورد چیزی میدونن که با این تکنولژی در ایران مخالفت میکنند . چرا بعد از گذشت این همه سال از انقلاب همچنان ما به سمت منفی پیشرفت می کنیم و در حال حاضر قشرزیادی زیر زیر خط فقر داریم ؟

اصلا میدانید که پیشرفت ما و دنیایی تکنولژی کاملا برخلاف هم شده و علت عقب ماندگی ما اعتقادات پینه بسته صدها نسل قبل از ماست و انفجار پیشرفت شهر کوچکی مثل دبی در چیست ؟ شهری که همه فکر میکنند بخاطر نفت به این مرحله از پیشرفت رسیده ولی نمیدانند که سهم نفت در این کشور 8 تا 18 درصد میباشد ، چه برسد به کشورهای در حال توسعه .

از همه مهمتر چرا شما مخالفان این سیستم که دم از دانش و سواد میزنید و آمار و ازقام ارائه میکنید و خود را با عدم شرکت در تجارت الکترونیک پایبند به اصول مذهبی و دیگران را خارج از دین میدانید جواب اینکه سود شما از مخالفت با این سیستمها در چیست را نمی نویسید ، تا ما هم به واقعیت امر پی ببریم و به مخالفت بپردازیم و از راه شما کسب روزی کنیم .


دیگه سروکله زدن بسه : دوستان عزیز دیروز در شبکه یک سیما برنامه ای در مورد گولدکوئست پخش شد ، امروز هم ساعت 7:00 بعد از اخبار شبکه اول برنامه ای در همین رابطه در شبکه اول پخش خواهد شد ، در صورت امکان حتما ببینید و اگر من موفق نشدم برایم چکیده آن را ارسال کنید .

ممنون و موفق باشید و بدانید که برای پرواز باید بالها را مخالف باد باز کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1383ساعت 16:59  توسط داش ابی  | 

معرفي شركت

« شركت GQI ازسال 1998 كار خود را آغاز كرد ودرسال 2004 تبديل به مجموعه اي از شركتها با خدمات و محصولات متنوع و گوناگون با نام QI شد، كه هم اكنون GQI يكي از زير مجموعه هاي شركت QI است. دفتر مركزي اين شركت در هنگ كنگ واقع است. شركت GQI در ابتداي كار به عنوان يك شركت بازاريابي شبكه اي، براي فروش محصول محصولات كلكسيوني شامل سكه، ساعت و گردنبندهاي طلا ونقره كه سعي مي كند كيفيت و مرغوبيت سكه ها و ساعتها را به تاييد بانك مركزي كشورهاي مختلف برساند شروع به كار كرد. توليد كننده اصلي محصولات اين شركت، يك شركت آلماني به نام Mayer mint است كه در سال 1871 ميلادي تاسيس شده و زمينه اصلي آن ضرب سكه هاي كلكسيوني است. علاوه بر آن شركتGQI  حداقل با 10ضرابخانه ديگر سكه هاي كلكسيوني در دنيا داراي قراردادهايي است. بنا به گفته برخي مطلعين، اين شركت عمدتا در آسيا توسعه يافت و در كشورهاي مالزي، هند، اندونزي و... گسترش پيدا كرد ودر حدود سال 1379، از طريق دبي توسط فردي به نام فيصل وارد ايران شد. شروع فعاليت اين شبكه در ايران از شهر لار بود و به تدريج در ساير شهرها گسترش يافت واز اوايل سال 1382 شروع به گسترش كرد. در سايت اينترنتي اين شركت تعداد اعضا يا ثبت نام شده ها ي اين شركت در دنيا، در پايان سال 2003 ميلادي 600 هزا رنفرعنوان شده كه عمدتا در آسيا فعال هستند. در ميان كشورهاي اروپايي نيزاين شركت در كشور سوئد از رشد بيشتري برخوردار بوده است. آمار غير رسمي موجود، حاكي ازغضويت  بيش از 350000 نفر ايراني در اين شبكه در اواسط سال 2004 ميلادي است. شركت در اوايل سال 2004 ميلادي،Plan  خود را تغيير داد ودر سبد محصولات خود، محصولVacation  را اضافه كرد كه رزرو بليط براي هتل در كشورهاي مختلف است. طرف قرارداد اين شركت براي تامين سرويس هاي مسافرتي، شركتRCI  مي باشد. با تغيير Plan، اعضا يا ثبت نام شده هاي شركت نيز، علاوه بر شرايط قبلي شركت GQI مي توانند از مزاياي جديد شركتQI استفاده كنند. چند ماه پس از ارايه محصولات مسافرتي، محصولات ديگري تحت عنوان Quest Technology به سبد محصولات شركت اضافه شد. در حال حاضر شركت بازاريابی شركت  Quest International است كه در مركزيت يك مجموعه از شركت ها از قبيل  Quest Vacation,Quest Technology,Quest Financ و ... قرار دارد. شركت هدف خود را از ارايه محصولات جديد، ارايه محصولات متناسب با منا طق جغرافيايي جديد عنوان كرده است و به طورخاص مشتريان هدف محصول Vacation را كشورهاي اروپايي وآمريكا بيان ميكند. با توجه به اين مطلب به نظر مي رسد ارايه اين محصولات براي حل مشكلات قانوني ورود به بازار هاي آمريكا و اروپا باشد.لازم به ذكر است كه همه محصولات فوق در قالب يك Plan واحد و از طرف شركت Quest International ارائه مي شوند.

طرح كار شركت QI به شكل باينري است. هر فرد در اين سيستم مي تواند با خريد يكي از محصولات اين شركت به عنوان IR (نماينده مستقل) به سيستم وارد شود. هر فرد در سمت چپ و راست خود، دو نفر را به مجموعه معرفي مي كند كه آنها هم اقدام به خريد محصول مي كنند و عضويت افراد جديد به همين ترتيب ادامه پيدا مي كند. در اين Plan سقف درآمد هفتگي برابر با حداكثر  15000 دلار براي هر TC قابل افزايش است. TC (مركز پيگيري، كد شناسايي فرد براي ورود به سيستم است) فاصله زماني واريز پول تا تحويل محصول در اين سيستم 10 هفته و فاصله زماني انجام محاسبات تا دريافت پورسانت 2 هفته مي باشد. در حال حاضر محصولات ايران به دلايل عدم پشتيباني پروتكل هاي پستي مورد نياز شركت به آدرس نمايندگي دبي ارسال مي شوند. پورسانتها به شكل چك England Standard Chartered Bank و New York Chase Manhatan Bank ، به شكل  Telegraphic Transfer قابل دريافت بوده است. همچنين بسياري از افراد، پورسانت خود را از طريق E-Card مخصوص شركت در يافت مي كنند. نكته قابل توجه در Plan اين شركت، ارائه چند محصول در يك Plan است. همچنين استفاده از سيستم پيشرفته امتيازدهي به محصولات است كه پوشش فراگيري را ايجاد مي نمايد.»

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1383ساعت 21:41  توسط داش ابی  | 

يك دروغ، يك رويا، ويا يك واقعيت برای فردا

"گلدکوئست و سکه هایش"

 تجارت الکترونیک

بشر از دیرباز رویاهای زیادی را در سر می پرورانده است و تلاش وی برای دستیابی به همین رویاهاست که تاریخ را ساخته.به همین دلیل است که وقتی تاریخ را ورق میزنیم، اسامی مردانی را می بینیم که جان و مال و آبروی خود را در راه تحقق رویاها و حقایقی صرف می کنند که سالها بعد تبدیل به بدیهی ترین واقعیات روزمره زندگی می شوند.

گالیله را به خاطر بیاورید! او به خاطر واقعیت ساده ای که امروزه در دبستانها تدریس میشود بنام گردش زمین به دور خورشید یک روز در مقابل دادگاه تفتیش عقاید کلیسا ایستاد و حتی تا پای سوختن در آتش بر آمده از هیمه نادانی مردمان عصر خود پیش رفت.

به لئوناردو داوینچی بیاندیشید! طرحهای اولیه او برای بالهایی که بتواند قدرت پرواز به انسان دهد یک روز دست آویز تمسخر اطرافیان او شد، در حالی که امروزه پرواز چه در قالب هواپیماهای مسافر بری و چه در قالب ورزشهای هوایی (کایت – پاراگلایدر و . . . ) امری بدیهی و کاملا مقبول بوده و همه روزه هزاران پرواز به وسیله انسانها صورت میگیرد.

به ژول ورن بیاندیشید! وقتی کتاب سفر به ماه را می نوشت و در قالب اندیشه های خود انسانی را می دید که روی سطح ماه راه میرود. آن زمان تخیلات ژول ورن همه را متحیر کرد ولی امروز کمتر کسی است که عکس راه رفتن «نیل آرمسترانگ» اولین انسانی که به راستی روی ماه راه رفت را به خاطر نداشته باشد.

به ادیسون بیاندیشید! و کارگاه کوچک تحقیقاتی اش که در پشت اصطبل خانه خود دایر کرده بود و تلاش می کرد که شبان تیره زندگی را مثل روز روشن کند و همه او را دیوانه ای خطاب می کردند، که هر روز یک دستگاه عجیب و غریب و به درد نخور درست می کند.اما امروز حتی اگر به مدت یکی دوساعت، بر حسب اتفاق برق محل زندگیمان قطع شود، ادامه زندگی در آن شرایط برایمان اگر نگوییم غیر ممکن، باید بگوییم بسیار سخت می شود.چرا که برق امروزه یکی از اصلی ترین بدیهیات زندگی بشر است. تاریخ پیشرفت علم و دانش سرشار از همین اتفاقات ریز و درشت است که کم و زیاد همه ما نمونه هایی از آن را میدانیم و اگر قرار باشد باز هم در این مقدمه از آنها ذکر کنیم، ناگهان متوجه میشویم فرصت این مطلب دو صفحه ای به پایان رسیده است و ما هنوز در حال نوشتن مقدمه هستیم اگر اجازه بدهید به دنیای امروز بازگردیم، با کاربری رایانه که یکی از آخرین دستاوردهای بشری است و در همین شرایط است که فن آوری روز دنیا و پیشرفت سریع علم چنان به این پدیده نوین وابسته شده است که اگر آنرا از گردونه علم لحظه ای حذف کنیم، بی شک جهان چندین سال خواهد خوابید.

واقعيتی به نام رايانه كه تا ديروز اسباب بازی بود

روزی که در همین مملکت خودمان پس از اینکه بیست سال از تجربه موفق مکانیزه شدن بانکها در جهان گذشته بود، برای اولین بار یکی از بانکهای داخلی (حالا یادم نیست بانک صادرات بود یا ملت) اعلام کرد که قصد دارد با ورود کامپیوتر به سیستم بانکداری و حسابداری خود، سیستم بانکداری نوین را وارد ایران کند، با مخالفت شدید کسانی روبرو شد که اعتقاد راسخ داشتند کامپیوتر اسباب بازی است و نمی تواند جای مکتوبات دفتری را در نگهداری از حسابهای آنها پر کند اما همین امروز این افراد صاحب حسابهایی هستند که به لطف همان کامپیوتر در قالب طرح شتاب، سیبا، جاری طلایی ، جام و . . .  ظرف چند ثانیه چکی مربوط به آن سوی کشور را در این سوی کشور به پول نقد تبدیل می کنند. کاری که فقط 5 سال پیش چیزی در حدود یک ماه طول می کشید  و امروز فقط ظرف همان چند ثانیه و البته به کمک کامپیوتر انجام می شود.براستی، رایانه سیستم های بانکی را متحول کردند و با حضور کامپیوتر ها در بانکها اولین قدم در راستای تجارت الکترونیک برداشته شد.

آمارهای جالبی درباره اینترنت

فقط کافی است به حدود 14 سال پیش یعنی سال 1990 برگردیم وقتی شبکه جهانی اینترنت تازه راه جهانی شدن را در پیش گرفته بود، آن وقتها از هر 7000000 نفر، فقط یک نفر می دانست اینترنت چیست و چگونه می شود از آن استفاده کرد. و از هر ده میلیون نفر فقط یک نفر به طور مرتب از این فن آوری استفاده می کرد.

در سال 1990 فقط 145 روزنامه دارای سایت اینترنتی بود و سهم کاربران اینترنتی از سایتهای خبری فقط یک به 12500000 بیت برآورده شده بود.

در سال 1995 فقط برای اولین بار مناقصه ها و مزایده های بین المللی روی اینترنت آمد و رقم کل این معاملات در حدود دو میلیارد و پانصد میلیون دلار برآورد شد. در حالی که از هر یک میلیون نفر 321000 نفر از اینترنت و روشهای استفاده از آن اطلاع داشت و از هر صد نفر هم بیست و دو نفر از این وسیله ارتباطی بهره می بردند.

در سال 2000 یعنی فقط ده سال بعد از آغاز جهانی شدن اینترنت بیش از 286500000 سایت مختلف روی خط آن لاین قابل دسترسی بوده و از هر 100 نفر 99 نفر اینترنت را    می شناسند و از همان 100 نفر 81 نفر از آن به طور مرتب استفاده می کنند.

در سال 2000 حجم معاملات انجام شده روی شبکه های مختلف اینترنتی به سقف صدو هفتاد و پنج میلیارد دلار رسید و این تازه اول راه بود چرا که از هر 2500 نفر کاربر فقط یک نفر از طریق اینترنت به معامله های مالی پرداخته بود.

در سال 2000 تعداد روزنامه هایی که روی سایتهای اینترنتی بودند به سقف 2470000 عنوان نشریه رسید و حجم کاربران 24 ساعته سایتهای اینترنتی بالغ از 2240000000 نفر ساعت کاربر تخمین زده شده.

حالا به آمارهایی که برای سال 2005 یعنی فقط 15 سال پس از آغاز راه جهانی برآورد شده است توجه کنید.

آمار کاربران در 24 ساعته: 4767000000 نفر ساعت کاربر

آمار کاربران حرفه ای: 3260000000 نفر کاربر

آمار ISP های فعال : 1468000000 سرور

آمار حجم معاملات اینترنتی: 365 میلیارد دلار

آمار حجم اطلاعات ارایه شده در هر ساعت: دو میلیون گیگا بایت و در نهایت حجم قطعی تجارت الکترونیک 868 میلیون نفر و رقمی در حدود 250 میلیارد دلار یعنی سهم هر نفر در حدود 288 دلار

اجازه بدهید یک بار دیگر این مورد آخر را با هم مرور کنیم، تا بهتر متوجه شویم که این ارقام چقدر جالب هستند.

فرض کنید پشت دستگاه رایانه خود که مجهز به مودم است و می توان از آن به سایتهای جهانی وارد شد نشسته اید به اندازه کافی به روشهای کاربری و زبان بین المللی مسلطید و   می دانید که چگونه باید به مذاکره اقتصادی پرداخت. آنوقت فقط چند دکمه را فشار می دهید و چند بار هم با موس دستگاه خود چند (کلیک) می زنید، سپس دستهایتان را پشت سرتان می گذارید و مطمئن هستید که در طول این هفته مبلغی معادل 288 دلار یا رقمی در حدود 253 هزار تومان به حساب شما واریر میشود. یعنی در پایان ماه رقمی معادل یک میلیون تومان پول به حساب شما ریخته می شود. احساس میکنم ابروهایتان را بالا انداخته اید و می گویید رویایی است و فقط رویایی است. بله درست است امروز من و شما هم می گوییم رویایی است مثل روزی که حرف های گالیله را رویایی و حتی دروغ تصور می کردند.

اگر یک فرد از طریق تجارت الکترونیک امرار معاش کند در سال 2020 یعنی فقط 15 سال دیگر معادل دو برابر درآمد سرانه ثروتمندترین کشور جهان درآمد خواهد داشت!

بار دیگر گالیله را به یاد بیاورید

در سال 2000 در کشور هنگ کنگ بسیاری از افراد فکر میکردند که این حساب و کتابها فقط یک دروغ بزرگ است. امروز فقط حدود چهار سال از آن زمان می گذرد و چیزی در حدود 47% مردم این کشور فارغ از سیستم اجتماعی خود، از محل سرمایه گذاری شان در تجارت الکترونیک معادل سالانه 414 میلیارد دلار درآمد کسب می کنند.

برای مردم این کشور بهره برداری از محل سرمایه گذاری رایانه ای مثل دریافت بهره از حساب پس انداز بانکی است که ما در یکی از بانکهای معتبر کشور خودمان باز می کنیم و می دانیم که در پایان هر ماه می توانیم بهره آن را از بانک دریافت کرده و در حالی که اصل سرمایه ما محفوظ است می توانیم بهره سرمایه خود را در گردش مالی خود تزریق نموده و با رفاه بیشتری به زندگی ادامه دهیم. این موضوع برای ما مثل گردش زمین به دور خورشید واضح و مبرهن است. و سرمایه گذاری در تجارت الکترونیک برای همه اهالی هنگ کنگ همین مصداق را دارد. در حالی که در عصر گالیله گردش زمین به دور خورشید یک دروغ بزرگ و یک بدعت شیطانی محسوب می شد که مجازات مرگ داشت.

امروز هم همینطور است ما واقعیتی را که در دنیای امروز جاری شده است و تا چند سال دیگر در کشور خودمان هم جا خواهد افتاد یک دروغ بزرگ و یا خوشبینانه تر یک رویای مضحک قلمداد می کنیم و با دیده تردید به طرح های بزرگ تجارت نوین یا همان تجارت الکترونیک می نگریم. در حالی که در دنیای امروز همه اقتصاددانان فقط به یک اصل معتقدند، آن اصل فقط یک جمله است: "هر چه سرمایه گذار فراگیر تر باشند، سود حاصل بیشتر است".

این اصل که به اصل طلایی اقتصاد معروف شده است، ریشه ای دیرینه در فرهنگ ایرانی و اسلامی خودمان دارد و همه ما بی آنکه بدانیم بر اساس تعالیم مذهبی و فرهنگ تاریخی خود به آن عمل می کنیم. حتما شما هم این ضرب المثل را شنیده اید که می گویند: "سر هر سفره هرچه مهمان بیشتر، نعمت هم فزون تر".

پس می بینید که یک اصل دیرینه اسلامی و ایرانی پایه طلایی ترین اصل اقتصاد مدرن در جهان است و در حالی که دنیای متمدن غرب در صد سال اخیر به این مهم دست یافته است ما دست کم هزار سال است که در زندگی فردی و شئونات اجتماعی و اسلامی خود به آن معتقدیم و بهره گیر این اصل هستیم.

و در آخر، فردای تجارت الکترونیک

سال گذشته، کنفرانسی در شهر دبی برگزار شد که عنوان "تجارت الکترونیک" داشت و حضور 286 اقتصاددان بزرگ دنیا در آن مشخص می کند که در چه راستا و در چه اندازه ای بوده است فرصت بررسی دقیق نتایج این کنفرانس را موکول می کنیم به درخواست شما و سایتهایی که اخبار های اقتصادی را منتشر می کنند و باز هم به روشی آمارگونه برخی از نتایج این کنفرانس را بازگو می کنیم، توجه کنید شاید مطالب جالبی در این آمارها پیدا کردید و به جای اعلام مجازات مرگ برای گالیله، لحظه ای هم به احتمال گردش زمین به دور خورشید بیندیشید؟!!!

حجم معاملات تجاری غیر دولتی جهان در سال 2020، 875250 میلیارد دلار

حجم مبادلات تجاری غیر دولتی جهان بر حسب نفر در سال 2020، 109000میلیون دلار برای هر انسان

حجم مبادلات تجاری رایانه ای غیر دولتی در سال 2020، 393862500000000 دلار

سهم هر فرد از جمعیت 8 میلیاردی جهان در سال 2020، 28000 دلار

نرخ تورم جهانی به صورت میانگین در سال 2020، 5/21% بر حسب شاخص بهای نفت

نکته آخر

اگر یک فرد از طریق تجارت الکترونیک امرار معاش کند در سال 2020، یعنی فقط 15 سال دیگر معادل دو برابر در آمد سرانه مردم ثروتمندترین کشور جهان در آمد خواهد داشت، در حالی که در غیر این صورت سهم درآمد او در یک کشور در حال توسعه مثل ایران یک نهم در آمد ثروتمندترین مردم جهان است.

حال این شما و این راههای تجارت الکترونیک، یک سوءباوری به نام گردش زمین به دور خورشید و در سوی دیگر، آینده ای که اگر دیر بجنبیم در یکی از اصلی ترین بازارهای آن هیچ سهمی نخواهیم داشت.

خودتان قضاوت كنيد

مطبوعات ما بخصوص آنهایی که به نشریات زود نما معروف هستند برای بالا بردن تیراژ و فروش بیشتر شمارگانشان گاها دست به چاپ عکسهایی از هنرمندان و سوپر استارهای سینما و تلویزیون می زنند و یا با چاپ عکسهای قدی یا کلوزآپ از خونندگان موسیقی سعی در فروش بیشتر دارند که این نه تنها یک نقطه منفی برای آنها نیست بلکه لااقل نظر بسیاری از مخاطبان خود را تامین می کند.

اما این قابل قبول نیست که نشریات کوچک و بزرگ با تیترها و خبرهایی که شاید بعضی از آنها با واقعیتها فاصله ای زمین تا آسمان دارند سعی در بالا بردن شمارگان خود داشته باشند که در این صورت تمام شعارهایی که به عنوان رسالت مطبوعاتی و . . .  داده می شود به واقع مانند بادکنکی تو خالی نمود می کند. حال در نظر بگیرید اینگونه خبرها (بخوانید خبر های دور از واقعیت) در بعضی از روزنامه های کثیر الانتشار و معتبر به چاپ برسد و باعث تشویش اذهان عمومی و بی اعتمادی افراد جامعه نسبت به هم گردد. نوشتارهایی که پایه و اساسی ندارد و صرفا سعی دارد تخیلات نویسنده را به خواننده القا کند و سبب درگیری افراد حتی در سطح نزدیکان گردد.

یکی از این دست موارد ذکر شده رویارویی تعدادی از روزنامه های کثیر الانتشار البته کم خواننده با یک شرکت بین المللی تجاری که البته معتبر بودن و یا عدم اعتبار آن را به قضاوت شما می گذاریم و بدون حاشیه به اصل مطلب می پردازیم.

روزنامه ایران در شماره 2175 هفدهم تیر ماه هشتاد و یک با تیتر "سوداگران این سکه های طلایی طمع می خرند، رویا می فروشند" مطلب خود را علیه شرکت گلدکوئست آغاز کرده است این مقاله که در صفحه 18 این روزنامه چاپ گردیده خواسته و یا ناخواسته یک توضیح کامل در رابطه با فعالیتهای شرکت گلدکوئست، اعتبارات آن، نحوه وصول پورسانتها توسط چک، شعارهای تجاری شرکت گلدکوئست، نشانی دفتر مرکزی و حتی اعضای تشکیل دهنده شرکت گلدکوئست را به مردم معرفی کرده است و تنها پوئن منفی که به آن داده است مقداری ارزی است که نویسنده با شگردی خاص فقط آن را چندر غاز عنوان کرده می داند و در پایان مقاله به ظاهر مخالف گلدکوئست با چند رقم درصدی که هر خواننده ای آن را بی اهمیت خواهد شمرد به نوشتار خود پایان می دهد.

در همین ایام یکی دو روزنامه دیگر نیز دست به چنین نوشتارهایی می زنند که با پیگیری مشاور حقوقی شرکت گلدکوئست و با استناد به روزنامه پرتیراژ آیینه روز چاپ سریلانکا (18 ژوئن 2002) باعث عذرخواهی چند روزنامه معتبر ما از شرکت فوق می شود و روزنامه های معتبر ما بر عدم آگاهی خود نسبت به شرکت گلدکوئست اعتراف می کنند و رسما از آن شرکت عذرخواهی می کنند و به طبع آرامشی کاری بر فعالین این شرکت حاکم می شود.

این داستان پس از دو سال و چند ماه دوباره سوژه چند روزنامه می شود و هر روز خبرهای ضد ونقیض را به اطلاع مخاطبان محدود خود می رسانند.

که ما به چند نمونه اکتفا می کنیم:

روزنامه کیهان در شماره 18052 دوم مهر ماه 83 در صفحه اول خود پس تیتر اول که به آثار منفی "ترک سل" و "تاو" پرداخته در تیتر دوم خود از قول مدیر عامل دیتا مهندس رشیدی می نویسد سایت گلد کوئست را تا 10 دقیقه دیگر مسدود می کنم!

این روزنامه با قرار دادن علامت تعجب در جلوی تیتر دوم خود عملا بر غیر عملی بودن این کار تاکید می کند و در صفحه دوم خود بسته نشدن سایت را که "هرگز مسدود نشد" نشان از اقتدار این شرکت می داند. البته از زبان یک خواننده، روزنامه جام جم در ویژه نامه هفتگی خود به نام تپش که چهارشنبه 15 مهر ماه 83 منتشر شد با تیتر درشت نوشت "لطفا پینوکیو نشوید!" باز هم علامت تعجب شما حتی اگر از یک نویسنده مبتدی چون من حقیر سوال کنید علامت تعجب به چه معنی است مطمئن باشید جواب آن این است این مطلب غیر واقعی است.

با خواندن مطالب داخلی این ویژه نامه به نکات جالبی بر می خوریم نخست اینکه نویسنده این مطلب اصلا اطلاعی در مورد سیستم پیشرفت در این چرخه را ندارد و آن را با پنتاگونو و الماس مقایسه می کند یعنی سیستم صعود هرمی، فعالیت در گلدکوئست نه تنها صعود هرمی نیست و شخص نباید از پایین شروع کند بلکه باید از نوک هرم و به صورت باینری کار خود را آغاز کند و در این میان اصلا کارتی و حتی جنس دیگری برای فروش عرضه نمی شود اما نکته دیگری که جالب است تبلیغ گلدکوئست از طرف روزنامه جام جم است توجه بفرمائید یک شرکت تولیدی داخلی که بسختی دخل و خرجش تامین می شود اگر قرار باشد در نصف صفحه همین ویژه نامه آن هم فقط در قسمت پایین صفحات آن یک اگهی چاپ نماید باید هزینه ای بالاتر از یک میلیون تومان را پرداخت کند اما ویژه نامه تپش در نیم تای بالای خود در صفحه 8 تبلیغ خوبی برای گلدکوئست انجام داده است آن هم با یک خورشید درخشان در پشت آرم شرکت.

روزنامه کیهان در 3 شماره پیاپی خود در اواخر مهرماه با زیر سوال بردن دستگاه قضایی کشور خبر از مماشات دستگاه قضائی با گلدکوئست را داد این روزنامه حتی پا را فراتر گذاشت و محکومیت قضایی گلدکوئست را سست و بی اعتبار خواند.

جالب است بدانید که اصلا محکومیتی از سوی دستگاه قضایی برای این شرکت در نظر گرفته نشده بود که سست و بی اعتبار گردد.  اما باز هم حرکت این روزنامه در معرفی گلدکوئست از نظر کارشناسان دور نماند، این روزنامه همیشه تاکید بر غیر واقعی بودن سکه ها و محصولات این شرکت را داشته در صفحه 5 شماره 18073 خود یک نمایش کامل از محصولات گلدکوئست را در پیش چشم خوانندگان خود قرار می دهد. این روزنامه هنوز هم تیتر می زند سایت اینترنتی گلدکوئست مسدود شد(اول مهر 83) گویا انها اصلا به اینترنت دسترسی ندارند چون این سایت تجاری است و غیر قابل مسدود شدن آیا واقعا ما این را نمی دانیم؟

روزنامه ایران در شماره 2951 خود موضوع قاچاق محموله سکه های طلای گلدکوئست را منتفی می داند و آنها را طلای واقعی عنوان می کند و از قول مقامات دفتر مرکزی در هنگ کنگ می نویسد این شرکت حاضر است خسارات وارده به مالباختگان و متضررین در ایران را جبران کند.

در این میان روزنامه ابرار اقتصادی خبر از ورود دو محموله 500 کیلویی سکه جهت جبران خسارت های وارده را می دهد و دنیای اقتصاد نیز خبرهای کامل تر و البته واقعی تری را با تیتر "تابلوی گلدکوئست در قلب تهران" به اطلاع خوانندگان خود می رساند و طی همین مدت تعدادی دیگر از روزنامه ها و هفته نامه ها و مجلات به بررسی کارشناسانه و ناکارشناسانه گلدکوئست پرداختند که هیچ یک نیز نتوانست جواب قانع کننده ای برای موافقین و مخالفین این نوع تجارت باشند.

حال شما قضاوت کنید:

یک شرکت چقدر باید هزینه صرف کند و زمان بگذارد تا بتواند نامی سر زبانها در بیاورد و چقدر زمان و سرمایه احتیاج است تا کارشناسان تبلیغاتی و مشاوران بازرگانی آنها بتوانند، این شرکت را چه خدماتی و چه تولیدی در میان اقشار مختلف مردم بر سر زبانها جاری کنند و این کار را مطبوعات ما خواسته و یا ناخواسته برای یک شرکت تجاری بین المللی به نام گلدکوئست انجام دادند و راهی را که این شرکت باید طی زمان طولانی و با هزینه های بالا هموار می کردما خودمان یک شبه برایشان فراهم آوردیم و دلیل آن هم عدم اطلاعات دقیق از قوانین تجارت بین المللی و تجارت الکترونیک بود بهتر است کمی واقع بینانه تر و هوشیارتر با این مسائل برخورد کنیم تا در آینده به جای برخورد ناشيانه و غير منطقی با اين گونه فرصتها، هر چه بهتر در اطلاع رسانی كارشناسی در مورد آنها در جهت استفاده صحيح از چنين فرصتهای طلايی مانند بازاريابی شبكه ای بكوشيم

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1383ساعت 21:40  توسط داش ابی  | 

چند توصيه

چند توصيه براي افزايش كارآيي نت وركرها :

·   اگر نخستين تلاش شما براي دستيابي به به هدف هاي تان بي ثمر به نظر برسد، آيا بايد منصرف شويد؟ قطعا نه

·   بايد توجه داشت كه مشكلترين مرحله رسيدن به هدف، گرفتن تصميم واقعي و مقيد بودن به آن است.

·   جامعه ممكن است آينده اي را براي من در نظر گرفته باشد، اما اين تنها من هستم كه سرنوشت خود را معين ميكنم.

·   از موثرترين راه هاي پيشرفت در زندگي، شناسايي و تقويت هر باوري است كه باعث حركت به سوي روياها ميشود.

·        تعيين هدف، پايه همه موفيتهاي زندگي و اولين قدم براي تبديل ذهنيت به عينيت است.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1383ساعت 21:36  توسط داش ابی  | 

ماجراي گلدكوئست و افغانيها

من امروز با يک آمار جالب روبرو شدم که خيلی خيلی برايم جالب بود و گفتم شايد برای شما هم خالی از لطف نباشه.روز شنبه ۲۸ آذر ماه(يعنی ديروز) توی يک برنامه در شبکه ۲ سيما به نام (مستند افغانستان) گوينده به نکته عجيبی اشاره کرد که هم عجيب بود و هم باور نکردنی. و اون نکته اين بود که از ابتدای شروع جنگهای نژادی در افغانستان (يعنی حدود ۲۰ سال پيش) تابحال بيش از ۱ مليون و هشتصد هزار افغانی در ايران ساکن شده-کار کرده اند و برای خانواده خود پول فرستاده اند.

حتماميگوييد ربط اين موضوع به گلدکوئست چيست ؟

کمی صبر کنيد متوجه ميشويد.......

اگر به طور ميانگين(از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰) حقوق ماهيانه هر فرد افغانی را ۷۰۰۰۰ تومان در نظر بگيريم و تصور کنيم که فقط ۲۰۰۰۰ تومان از اين حقوق و درآمد را برای خانواده خود ميفرستاده اند(که البته اينطور نيست و هيچ افغانی در ماه ۵۰۰۰۰ تومان خرج نميکند) و طبق نظر کارشناس برنامه ديشب هيچ افغانی هم پولهايش را در بانک پس انداز نميکرده. و با احتساب اينکه يک فرد افغان در اين ۲۰ سال ۲۴۰ ماه در ايران کار کرده و ۲۴۰ تا ۲۰ هزارتومان هم برای خانواده اش کنار گذاشته ميتوان محاسبه کرد که هر فرد افغان به طور ميانگين و در بدبينانه ترين حالت در اين ۲۰ سال ۴۸۰۰۰۰۰(چهار ميليون و هشتصد هزار تومان) از چرخه اقتصادی مملکت خارج کرده است.ما موضوع را از اين هم بد بينانه تر ميکنيم و ميگوييم ۴ ميليون تومان(۸۰۰۰۰۰ تومانش رو هم فکر کنيد سگ خورد).

خب حالا اگر اين رقم ۱ مليون و هشتصد هزار افغان را(که تازه اين آمار ثبت شده است) در ميانگين در آمدی هر فرد افغان در اين ۲۰ سال ضرب کنيم چی مشه ؟

به هجم پولی ميرسيم که از اين طريق از اين مملکت طی ۲۰ سال خارج شده است.

رقم باور نکردنی و نجومی : ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۲۰۰ ۷ تومان

 

حالا به نظر شما اين عدد را چطوری ميشه خوند ؟

حالا افغانی پر ضرر تر است يا گلدکوئست ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1383ساعت 21:34  توسط داش ابی  | 

خدا ميدونه

هنوز گولدکوئست خبر داغ روزنامه هاست بازهم خدا پدرش رو بیامرزه که بخاطر عقب افتادگی کشور ما و بعضی از مردم ما که برای پول و کلاهبرداری هرکاری میکنن داره خسارت پرداخت میکنه ، قابل توجه افرادی که میگن شرکت کلاهبرداره : 1) گلدكوئست يك‌ ميليون دلار خسارت مي‌دهد لینک خبراز روزنامه دنیای اقتصاد 2) گولدکوئست خسارت 6 هزار مالباخته را جبران میکند لینک خبر از روزنامه ایران حالا این خسارت رو به کی میده و حق افرادی که شکایت کردند به چه شکلی خورده میشه ، خدا میدونه ؟؟؟!!! موفق و پیروز باشید
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383ساعت 21:31  توسط داش ابی  | 

مطالب آموزشي

دوستان همون طور كه قول داده بودم فهرست مطالب آموزشي رو در بلاگ قرار دادم.

عزيزاني كه مايل هستن هر كدوم از منابع زير رو دريافت كنن كافيه كه نام و نام خانوادگي و TCشون رو به آدرس ايميل GQIranBlog@Yahoo.Com ارسال كنن و منابعي رو كه مايل به دريافتشون هستن در نامه ذكر كنن، تا ترتيب ارسال منابع به اون ها داده بشه. لطفا در عنوان نامه از Training Request استفاده كنين.

از همه دوستاني كه منابعي به غير از موارد زير رو هم در اختيار دارن خواهش مي‌كنم كه ليست منابعشون رو همراه با فايل موردنظر براي من ايميل كنن تا بهتر بتونيم از اطلاعات هم استفاده كنيم و داشته‌هامون رو به اشتراك بذاريم.

 

و اما فهرست منابع آموزشي:

 

1-                 10 سنگ بناي اصلي (ويرايش جديد)

2-                 آموزش پرزنت (به ضميمه فن سخنوري)

3-                 پاسخ به Objectionها

4-                 نحوه آموزش ورودي هاي جديد (مديريت جلسات خانگي) ويژه ليدرها

5-                 تغيير ديدگاه

6-                 آغاز به كار (12 گام برای آغاز به فعاليت)

7-                 قرارها و قوانين (فارسي و انگليسي)

8-                 آموزش ثبت نام و خريد

9-                 چهل روش جذب مشتري (اين مورد تنها منحصر به كوئست‌نت نيست)

10-             برنامه پاداش‌دهي كوئست‌نت QuestNet Compensation Plan (در فرمت PDF به زبان‌هاي فارسي و انگليسي و در فرمت Flash به زبان انگليسي)

11-             دانش سكه‌شناسي (در دست تهيه)

 

 

دوستان توجه كنن كه علاوه بر جزوات ذكرشده، خوندن كتاب‌هايی هم به شما توصيه مي‌شه؛ كتاب‌هاي حكايت دولت و فرزانگي، چه كسي پنير مرا جابه‌جا كرد، غورباغه را قورت بده، به سوي كاميابي.  كه ان‌شاءالله به زودي نسخه الكترونيك اين كتاب‌ها رو هم در اختيار شما قرار خواهم داد. در حال حاضر نسخه الكترونيك كتاب به سوي كاميابي نوشته آنتوني رابينز آماده‌ست. البته كتاب‌هاي ديگه‌اي هم مراحل ترجمه رو مي‌گذرونن. همون‌طور كه يكي از دوستان در بخش نظرات مطلب قبلي توضيح داده‌ن كتاب "موج 4 : نتورك ماركتينگ در سده‌ي 21م" نوشته ريچاردپو توسط شاخه‌ي وي‌تيم درحال ترجمه هست كه اميدوارم اگر براي اين عزيزان مقدور باشه متن كتاب رو براي انتشار الكترونيك در اختيار ما بذارن.

باز هم خواهش مي‌كنم كه بقيه همكاري كنن تا همه بتونيم از اطلاعات همديگه نهايت استفاده رو ببريم.

در پناه حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383ساعت 21:24  توسط داش ابی  | 

اولین دیدار

با سلام به خدمت تمام دوستان .

من این وبلاگ رو تازه راه اندازی کردم.

از این به بعد سعی میکنم که تازهترین اخبار مربوط به شرکت گلد کوئست رو براتون بنویسم.

                                                                                                                             متشکرم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 21:14  توسط داش ابی  |