"گلدکوئست و سکه هایش"
تجارت الکترونیک
بشر از دیرباز رویاهای زیادی را در سر می پرورانده است و تلاش وی برای دستیابی به همین رویاهاست که تاریخ را ساخته.به همین دلیل است که وقتی تاریخ را ورق میزنیم، اسامی مردانی را می بینیم که جان و مال و آبروی خود را در راه تحقق رویاها و حقایقی صرف می کنند که سالها بعد تبدیل به بدیهی ترین واقعیات روزمره زندگی می شوند.
گالیله را به خاطر بیاورید! او به خاطر واقعیت ساده ای که امروزه در دبستانها تدریس میشود بنام گردش زمین به دور خورشید یک روز در مقابل دادگاه تفتیش عقاید کلیسا ایستاد و حتی تا پای سوختن در آتش بر آمده از هیمه نادانی مردمان عصر خود پیش رفت.
به لئوناردو داوینچی بیاندیشید! طرحهای اولیه او برای بالهایی که بتواند قدرت پرواز به انسان دهد یک روز دست آویز تمسخر اطرافیان او شد، در حالی که امروزه پرواز چه در قالب هواپیماهای مسافر بری و چه در قالب ورزشهای هوایی (کایت – پاراگلایدر و . . . ) امری بدیهی و کاملا مقبول بوده و همه روزه هزاران پرواز به وسیله انسانها صورت میگیرد.
به ژول ورن بیاندیشید! وقتی کتاب سفر به ماه را می نوشت و در قالب اندیشه های خود انسانی را می دید که روی سطح ماه راه میرود. آن زمان تخیلات ژول ورن همه را متحیر کرد ولی امروز کمتر کسی است که عکس راه رفتن «نیل آرمسترانگ» اولین انسانی که به راستی روی ماه راه رفت را به خاطر نداشته باشد.
به ادیسون بیاندیشید! و کارگاه کوچک تحقیقاتی اش که در پشت اصطبل خانه خود دایر کرده بود و تلاش می کرد که شبان تیره زندگی را مثل روز روشن کند و همه او را دیوانه ای خطاب می کردند، که هر روز یک دستگاه عجیب و غریب و به درد نخور درست می کند.اما امروز حتی اگر به مدت یکی دوساعت، بر حسب اتفاق برق محل زندگیمان قطع شود، ادامه زندگی در آن شرایط برایمان اگر نگوییم غیر ممکن، باید بگوییم بسیار سخت می شود.چرا که برق امروزه یکی از اصلی ترین بدیهیات زندگی بشر است. تاریخ پیشرفت علم و دانش سرشار از همین اتفاقات ریز و درشت است که کم و زیاد همه ما نمونه هایی از آن را میدانیم و اگر قرار باشد باز هم در این مقدمه از آنها ذکر کنیم، ناگهان متوجه میشویم فرصت این مطلب دو صفحه ای به پایان رسیده است و ما هنوز در حال نوشتن مقدمه هستیم اگر اجازه بدهید به دنیای امروز بازگردیم، با کاربری رایانه که یکی از آخرین دستاوردهای بشری است و در همین شرایط است که فن آوری روز دنیا و پیشرفت سریع علم چنان به این پدیده نوین وابسته شده است که اگر آنرا از گردونه علم لحظه ای حذف کنیم، بی شک جهان چندین سال خواهد خوابید.
واقعيتی به نام رايانه كه تا ديروز اسباب بازی بود
روزی که در همین مملکت خودمان پس از اینکه بیست سال از تجربه موفق مکانیزه شدن بانکها در جهان گذشته بود، برای اولین بار یکی از بانکهای داخلی (حالا یادم نیست بانک صادرات بود یا ملت) اعلام کرد که قصد دارد با ورود کامپیوتر به سیستم بانکداری و حسابداری خود، سیستم بانکداری نوین را وارد ایران کند، با مخالفت شدید کسانی روبرو شد که اعتقاد راسخ داشتند کامپیوتر اسباب بازی است و نمی تواند جای مکتوبات دفتری را در نگهداری از حسابهای آنها پر کند اما همین امروز این افراد صاحب حسابهایی هستند که به لطف همان کامپیوتر در قالب طرح شتاب، سیبا، جاری طلایی ، جام و . . . ظرف چند ثانیه چکی مربوط به آن سوی کشور را در این سوی کشور به پول نقد تبدیل می کنند. کاری که فقط 5 سال پیش چیزی در حدود یک ماه طول می کشید و امروز فقط ظرف همان چند ثانیه و البته به کمک کامپیوتر انجام می شود.براستی، رایانه سیستم های بانکی را متحول کردند و با حضور کامپیوتر ها در بانکها اولین قدم در راستای تجارت الکترونیک برداشته شد.
آمارهای جالبی درباره اینترنت
فقط کافی است به حدود 14 سال پیش یعنی سال 1990 برگردیم وقتی شبکه جهانی اینترنت تازه راه جهانی شدن را در پیش گرفته بود، آن وقتها از هر 7000000 نفر، فقط یک نفر می دانست اینترنت چیست و چگونه می شود از آن استفاده کرد. و از هر ده میلیون نفر فقط یک نفر به طور مرتب از این فن آوری استفاده می کرد.
در سال 1990 فقط 145 روزنامه دارای سایت اینترنتی بود و سهم کاربران اینترنتی از سایتهای خبری فقط یک به 12500000 بیت برآورده شده بود.
در سال 1995 فقط برای اولین بار مناقصه ها و مزایده های بین المللی روی اینترنت آمد و رقم کل این معاملات در حدود دو میلیارد و پانصد میلیون دلار برآورد شد. در حالی که از هر یک میلیون نفر 321000 نفر از اینترنت و روشهای استفاده از آن اطلاع داشت و از هر صد نفر هم بیست و دو نفر از این وسیله ارتباطی بهره می بردند.
در سال 2000 یعنی فقط ده سال بعد از آغاز جهانی شدن اینترنت بیش از 286500000 سایت مختلف روی خط آن لاین قابل دسترسی بوده و از هر 100 نفر 99 نفر اینترنت را می شناسند و از همان 100 نفر 81 نفر از آن به طور مرتب استفاده می کنند.
در سال 2000 حجم معاملات انجام شده روی شبکه های مختلف اینترنتی به سقف صدو هفتاد و پنج میلیارد دلار رسید و این تازه اول راه بود چرا که از هر 2500 نفر کاربر فقط یک نفر از طریق اینترنت به معامله های مالی پرداخته بود.
در سال 2000 تعداد روزنامه هایی که روی سایتهای اینترنتی بودند به سقف 2470000 عنوان نشریه رسید و حجم کاربران 24 ساعته سایتهای اینترنتی بالغ از 2240000000 نفر ساعت کاربر تخمین زده شده.
حالا به آمارهایی که برای سال 2005 یعنی فقط 15 سال پس از آغاز راه جهانی برآورد شده است توجه کنید.
آمار کاربران در 24 ساعته: 4767000000 نفر ساعت کاربر
آمار کاربران حرفه ای: 3260000000 نفر کاربر
آمار ISP های فعال : 1468000000 سرور
آمار حجم معاملات اینترنتی: 365 میلیارد دلار
آمار حجم اطلاعات ارایه شده در هر ساعت: دو میلیون گیگا بایت و در نهایت حجم قطعی تجارت الکترونیک 868 میلیون نفر و رقمی در حدود 250 میلیارد دلار یعنی سهم هر نفر در حدود 288 دلار
اجازه بدهید یک بار دیگر این مورد آخر را با هم مرور کنیم، تا بهتر متوجه شویم که این ارقام چقدر جالب هستند.
فرض کنید پشت دستگاه رایانه خود که مجهز به مودم است و می توان از آن به سایتهای جهانی وارد شد نشسته اید به اندازه کافی به روشهای کاربری و زبان بین المللی مسلطید و می دانید که چگونه باید به مذاکره اقتصادی پرداخت. آنوقت فقط چند دکمه را فشار می دهید و چند بار هم با موس دستگاه خود چند (کلیک) می زنید، سپس دستهایتان را پشت سرتان می گذارید و مطمئن هستید که در طول این هفته مبلغی معادل 288 دلار یا رقمی در حدود 253 هزار تومان به حساب شما واریر میشود. یعنی در پایان ماه رقمی معادل یک میلیون تومان پول به حساب شما ریخته می شود. احساس میکنم ابروهایتان را بالا انداخته اید و می گویید رویایی است و فقط رویایی است. بله درست است امروز من و شما هم می گوییم رویایی است مثل روزی که حرف های گالیله را رویایی و حتی دروغ تصور می کردند.
اگر یک فرد از طریق تجارت الکترونیک امرار معاش کند در سال 2020 یعنی فقط 15 سال دیگر معادل دو برابر درآمد سرانه ثروتمندترین کشور جهان درآمد خواهد داشت!
بار دیگر گالیله را به یاد بیاورید
در سال 2000 در کشور هنگ کنگ بسیاری از افراد فکر میکردند که این حساب و کتابها فقط یک دروغ بزرگ است. امروز فقط حدود چهار سال از آن زمان می گذرد و چیزی در حدود 47% مردم این کشور فارغ از سیستم اجتماعی خود، از محل سرمایه گذاری شان در تجارت الکترونیک معادل سالانه 414 میلیارد دلار درآمد کسب می کنند.
برای مردم این کشور بهره برداری از محل سرمایه گذاری رایانه ای مثل دریافت بهره از حساب پس انداز بانکی است که ما در یکی از بانکهای معتبر کشور خودمان باز می کنیم و می دانیم که در پایان هر ماه می توانیم بهره آن را از بانک دریافت کرده و در حالی که اصل سرمایه ما محفوظ است می توانیم بهره سرمایه خود را در گردش مالی خود تزریق نموده و با رفاه بیشتری به زندگی ادامه دهیم. این موضوع برای ما مثل گردش زمین به دور خورشید واضح و مبرهن است. و سرمایه گذاری در تجارت الکترونیک برای همه اهالی هنگ کنگ همین مصداق را دارد. در حالی که در عصر گالیله گردش زمین به دور خورشید یک دروغ بزرگ و یک بدعت شیطانی محسوب می شد که مجازات مرگ داشت.
امروز هم همینطور است ما واقعیتی را که در دنیای امروز جاری شده است و تا چند سال دیگر در کشور خودمان هم جا خواهد افتاد یک دروغ بزرگ و یا خوشبینانه تر یک رویای مضحک قلمداد می کنیم و با دیده تردید به طرح های بزرگ تجارت نوین یا همان تجارت الکترونیک می نگریم. در حالی که در دنیای امروز همه اقتصاددانان فقط به یک اصل معتقدند، آن اصل فقط یک جمله است: "هر چه سرمایه گذار فراگیر تر باشند، سود حاصل بیشتر است".
این اصل که به اصل طلایی اقتصاد معروف شده است، ریشه ای دیرینه در فرهنگ ایرانی و اسلامی خودمان دارد و همه ما بی آنکه بدانیم بر اساس تعالیم مذهبی و فرهنگ تاریخی خود به آن عمل می کنیم. حتما شما هم این ضرب المثل را شنیده اید که می گویند: "سر هر سفره هرچه مهمان بیشتر، نعمت هم فزون تر".
پس می بینید که یک اصل دیرینه اسلامی و ایرانی پایه طلایی ترین اصل اقتصاد مدرن در جهان است و در حالی که دنیای متمدن غرب در صد سال اخیر به این مهم دست یافته است ما دست کم هزار سال است که در زندگی فردی و شئونات اجتماعی و اسلامی خود به آن معتقدیم و بهره گیر این اصل هستیم.
و در آخر، فردای تجارت الکترونیک
سال گذشته، کنفرانسی در شهر دبی برگزار شد که عنوان "تجارت الکترونیک" داشت و حضور 286 اقتصاددان بزرگ دنیا در آن مشخص می کند که در چه راستا و در چه اندازه ای بوده است فرصت بررسی دقیق نتایج این کنفرانس را موکول می کنیم به درخواست شما و سایتهایی که اخبار های اقتصادی را منتشر می کنند و باز هم به روشی آمارگونه برخی از نتایج این کنفرانس را بازگو می کنیم، توجه کنید شاید مطالب جالبی در این آمارها پیدا کردید و به جای اعلام مجازات مرگ برای گالیله، لحظه ای هم به احتمال گردش زمین به دور خورشید بیندیشید؟!!!
حجم معاملات تجاری غیر دولتی جهان در سال 2020، 875250 میلیارد دلار
حجم مبادلات تجاری غیر دولتی جهان بر حسب نفر در سال 2020، 109000میلیون دلار برای هر انسان
حجم مبادلات تجاری رایانه ای غیر دولتی در سال 2020، 393862500000000 دلار
سهم هر فرد از جمعیت 8 میلیاردی جهان در سال 2020، 28000 دلار
نرخ تورم جهانی به صورت میانگین در سال 2020، 5/21% بر حسب شاخص بهای نفت
نکته آخر
اگر یک فرد از طریق تجارت الکترونیک امرار معاش کند در سال 2020، یعنی فقط 15 سال دیگر معادل دو برابر در آمد سرانه مردم ثروتمندترین کشور جهان در آمد خواهد داشت، در حالی که در غیر این صورت سهم درآمد او در یک کشور در حال توسعه مثل ایران یک نهم در آمد ثروتمندترین مردم جهان است.
حال این شما و این راههای تجارت الکترونیک، یک سوءباوری به نام گردش زمین به دور خورشید و در سوی دیگر، آینده ای که اگر دیر بجنبیم در یکی از اصلی ترین بازارهای آن هیچ سهمی نخواهیم داشت.
خودتان قضاوت كنيد
مطبوعات ما بخصوص آنهایی که به نشریات زود نما معروف هستند برای بالا بردن تیراژ و فروش بیشتر شمارگانشان گاها دست به چاپ عکسهایی از هنرمندان و سوپر استارهای سینما و تلویزیون می زنند و یا با چاپ عکسهای قدی یا کلوزآپ از خونندگان موسیقی سعی در فروش بیشتر دارند که این نه تنها یک نقطه منفی برای آنها نیست بلکه لااقل نظر بسیاری از مخاطبان خود را تامین می کند.
اما این قابل قبول نیست که نشریات کوچک و بزرگ با تیترها و خبرهایی که شاید بعضی از آنها با واقعیتها فاصله ای زمین تا آسمان دارند سعی در بالا بردن شمارگان خود داشته باشند که در این صورت تمام شعارهایی که به عنوان رسالت مطبوعاتی و . . . داده می شود به واقع مانند بادکنکی تو خالی نمود می کند. حال در نظر بگیرید اینگونه خبرها (بخوانید خبر های دور از واقعیت) در بعضی از روزنامه های کثیر الانتشار و معتبر به چاپ برسد و باعث تشویش اذهان عمومی و بی اعتمادی افراد جامعه نسبت به هم گردد. نوشتارهایی که پایه و اساسی ندارد و صرفا سعی دارد تخیلات نویسنده را به خواننده القا کند و سبب درگیری افراد حتی در سطح نزدیکان گردد.
یکی از این دست موارد ذکر شده رویارویی تعدادی از روزنامه های کثیر الانتشار البته کم خواننده با یک شرکت بین المللی تجاری که البته معتبر بودن و یا عدم اعتبار آن را به قضاوت شما می گذاریم و بدون حاشیه به اصل مطلب می پردازیم.
روزنامه ایران در شماره 2175 هفدهم تیر ماه هشتاد و یک با تیتر "سوداگران این سکه های طلایی طمع می خرند، رویا می فروشند" مطلب خود را علیه شرکت گلدکوئست آغاز کرده است این مقاله که در صفحه 18 این روزنامه چاپ گردیده خواسته و یا ناخواسته یک توضیح کامل در رابطه با فعالیتهای شرکت گلدکوئست، اعتبارات آن، نحوه وصول پورسانتها توسط چک، شعارهای تجاری شرکت گلدکوئست، نشانی دفتر مرکزی و حتی اعضای تشکیل دهنده شرکت گلدکوئست را به مردم معرفی کرده است و تنها پوئن منفی که به آن داده است مقداری ارزی است که نویسنده با شگردی خاص فقط آن را چندر غاز عنوان کرده می داند و در پایان مقاله به ظاهر مخالف گلدکوئست با چند رقم درصدی که هر خواننده ای آن را بی اهمیت خواهد شمرد به نوشتار خود پایان می دهد.
در همین ایام یکی دو روزنامه دیگر نیز دست به چنین نوشتارهایی می زنند که با پیگیری مشاور حقوقی شرکت گلدکوئست و با استناد به روزنامه پرتیراژ آیینه روز چاپ سریلانکا (18 ژوئن 2002) باعث عذرخواهی چند روزنامه معتبر ما از شرکت فوق می شود و روزنامه های معتبر ما بر عدم آگاهی خود نسبت به شرکت گلدکوئست اعتراف می کنند و رسما از آن شرکت عذرخواهی می کنند و به طبع آرامشی کاری بر فعالین این شرکت حاکم می شود.
این داستان پس از دو سال و چند ماه دوباره سوژه چند روزنامه می شود و هر روز خبرهای ضد ونقیض را به اطلاع مخاطبان محدود خود می رسانند.
که ما به چند نمونه اکتفا می کنیم:
روزنامه کیهان در شماره 18052 دوم مهر ماه 83 در صفحه اول خود پس تیتر اول که به آثار منفی "ترک سل" و "تاو" پرداخته در تیتر دوم خود از قول مدیر عامل دیتا مهندس رشیدی می نویسد سایت گلد کوئست را تا 10 دقیقه دیگر مسدود می کنم!
این روزنامه با قرار دادن علامت تعجب در جلوی تیتر دوم خود عملا بر غیر عملی بودن این کار تاکید می کند و در صفحه دوم خود بسته نشدن سایت را که "هرگز مسدود نشد" نشان از اقتدار این شرکت می داند. البته از زبان یک خواننده، روزنامه جام جم در ویژه نامه هفتگی خود به نام تپش که چهارشنبه 15 مهر ماه 83 منتشر شد با تیتر درشت نوشت "لطفا پینوکیو نشوید!" باز هم علامت تعجب شما حتی اگر از یک نویسنده مبتدی چون من حقیر سوال کنید علامت تعجب به چه معنی است مطمئن باشید جواب آن این است این مطلب غیر واقعی است.
با خواندن مطالب داخلی این ویژه نامه به نکات جالبی بر می خوریم نخست اینکه نویسنده این مطلب اصلا اطلاعی در مورد سیستم پیشرفت در این چرخه را ندارد و آن را با پنتاگونو و الماس مقایسه می کند یعنی سیستم صعود هرمی، فعالیت در گلدکوئست نه تنها صعود هرمی نیست و شخص نباید از پایین شروع کند بلکه باید از نوک هرم و به صورت باینری کار خود را آغاز کند و در این میان اصلا کارتی و حتی جنس دیگری برای فروش عرضه نمی شود اما نکته دیگری که جالب است تبلیغ گلدکوئست از طرف روزنامه جام جم است توجه بفرمائید یک شرکت تولیدی داخلی که بسختی دخل و خرجش تامین می شود اگر قرار باشد در نصف صفحه همین ویژه نامه آن هم فقط در قسمت پایین صفحات آن یک اگهی چاپ نماید باید هزینه ای بالاتر از یک میلیون تومان را پرداخت کند اما ویژه نامه تپش در نیم تای بالای خود در صفحه 8 تبلیغ خوبی برای گلدکوئست انجام داده است آن هم با یک خورشید درخشان در پشت آرم شرکت.
روزنامه کیهان در 3 شماره پیاپی خود در اواخر مهرماه با زیر سوال بردن دستگاه قضایی کشور خبر از مماشات دستگاه قضائی با گلدکوئست را داد این روزنامه حتی پا را فراتر گذاشت و محکومیت قضایی گلدکوئست را سست و بی اعتبار خواند.
جالب است بدانید که اصلا محکومیتی از سوی دستگاه قضایی برای این شرکت در نظر گرفته نشده بود که سست و بی اعتبار گردد. اما باز هم حرکت این روزنامه در معرفی گلدکوئست از نظر کارشناسان دور نماند، این روزنامه همیشه تاکید بر غیر واقعی بودن سکه ها و محصولات این شرکت را داشته در صفحه 5 شماره 18073 خود یک نمایش کامل از محصولات گلدکوئست را در پیش چشم خوانندگان خود قرار می دهد. این روزنامه هنوز هم تیتر می زند سایت اینترنتی گلدکوئست مسدود شد(اول مهر 83) گویا انها اصلا به اینترنت دسترسی ندارند چون این سایت تجاری است و غیر قابل مسدود شدن آیا واقعا ما این را نمی دانیم؟
روزنامه ایران در شماره 2951 خود موضوع قاچاق محموله سکه های طلای گلدکوئست را منتفی می داند و آنها را طلای واقعی عنوان می کند و از قول مقامات دفتر مرکزی در هنگ کنگ می نویسد این شرکت حاضر است خسارات وارده به مالباختگان و متضررین در ایران را جبران کند.
در این میان روزنامه ابرار اقتصادی خبر از ورود دو محموله 500 کیلویی سکه جهت جبران خسارت های وارده را می دهد و دنیای اقتصاد نیز خبرهای کامل تر و البته واقعی تری را با تیتر "تابلوی گلدکوئست در قلب تهران" به اطلاع خوانندگان خود می رساند و طی همین مدت تعدادی دیگر از روزنامه ها و هفته نامه ها و مجلات به بررسی کارشناسانه و ناکارشناسانه گلدکوئست پرداختند که هیچ یک نیز نتوانست جواب قانع کننده ای برای موافقین و مخالفین این نوع تجارت باشند.
حال شما قضاوت کنید:
یک شرکت چقدر باید هزینه صرف کند و زمان بگذارد تا بتواند نامی سر زبانها در بیاورد و چقدر زمان و سرمایه احتیاج است تا کارشناسان تبلیغاتی و مشاوران بازرگانی آنها بتوانند، این شرکت را چه خدماتی و چه تولیدی در میان اقشار مختلف مردم بر سر زبانها جاری کنند و این کار را مطبوعات ما خواسته و یا ناخواسته برای یک شرکت تجاری بین المللی به نام گلدکوئست انجام دادند و راهی را که این شرکت باید طی زمان طولانی و با هزینه های بالا هموار می کردما خودمان یک شبه برایشان فراهم آوردیم و دلیل آن هم عدم اطلاعات دقیق از قوانین تجارت بین المللی و تجارت الکترونیک بود بهتر است کمی واقع بینانه تر و هوشیارتر با این مسائل برخورد کنیم تا در آینده به جای برخورد ناشيانه و غير منطقی با اين گونه فرصتها، هر چه بهتر در اطلاع رسانی كارشناسی در مورد آنها در جهت استفاده صحيح از چنين فرصتهای طلايی مانند بازاريابی شبكه ای بكوشيم